سپس ایشان روحانی بودن معراج را این طور بیان می کند:
«مقصود از روحانی بودن آن این است که روح مقدس آن جناب به ماوراء این عالم مادی یعنی آن جایی که ملائکه مکرمین منزل دارند و اعمال بندگان بدانجا منتهی واقداراز آن جا صادر می شود عروج نموده و آن آیات کبری پروردگارش را مشاهده و حقایق اشیا و نتایج اعمال برایش مجسم شده ارواح انبیا عظام را ملاقات و با آنان گفت و گو کرده است ملائکه کرام را دیده و با آنان صحبت نموده است وآیاتی الهیه دیده که جز باعبارات عرش,حجب,سرادقات تعبیر از آن ها ممکن نبوده است. این است معنای معراج روحانی ولی آقایان چون قائل به اصالت وجود مادی بوده و در عالم بغیر از خدا هیچ موجود مجردی را قائل نیستند و از سوی دیگر که کتاب و سنت در وصف امور غیر محسوسه اوصافی را برمی شمارد که محسوس و مادی است مانند ملائکه کرام و عرش و کرسی و لوح و قلم و حجب و سرادقات ناگزیر شده این امور را حمل کنند بر اجسام مادی که محسوس آدمی واقع نمی شوند و احکام ماده را ندارند…» (همان˛۱۳۶۳: ۵۷-۵۸)
از کلام مرحوم علامه طباطبایی بر می آید که ایشان معراج پیامبر(ص) از مسجدالاقصی به آسمان ها را روحانی می دانند
۲-۴-۴ مکان معراج
علامه طباطبایی نیز ضمن بیان اقوال مختلف درباره ی مکان معراج می فرماید:
«آن گاه در محل وقوع این حادثه نیز اختلاف دیگری کرده اند بعضی گفته اند از شعب ابی طالب به معراج رفتند بعضی دیگر محل آن را خانه ام هانی دانسته اند که پاره ای از روایات هم بر آن دلالت دارد… بعضی دیگر گفته اند از مسجدالحرام بوده چون آیه بر آن دلالت دارد و دلیل دیگری که بتواند آیه را تأویل کند در دست نیست» (همان˛۱۳۶۳: ۵۵)
سپس ایشان ضمن رد روایاتی که محل وقوع معراج را شعب ابیطالب ذکرنموده اند می گوید:
«…واما این که از شعب ابی طالب بوده باشد در روایاتی که متضمن آن است چنین آمده که ابوطالب(ع) در تمام طول شب دنبال آن حضرت می گشت و به او دست نمی یافت تا آن که با بنی هاشم در مسجدالحرام جمع شده شمشیرها را برهنه نموده قریش را تهدید کردندکه اگر محمد(ص) پیدا نشود چنین و چنان می کنیم در همین حال بود که رسول خدا از آسمان نازل شده نزد ایشان آمد و مشاهدات خود را برای قریش تعریف نمود و پر واضح است که این همه جزئیات و خصوصیات تصور نمی رود در ایامی اتفاق افتاده باشد که ابی طالب در شعب محاصره و دست به گریبان آن شدائد و بلایا بوده و به هر حال معراجی که آیه ی شریفه مورد بحث آن را اثبات می نماید معراجی که به بیت المقدس بوده ابتدایش مسجدالحرام بوده و آیه ی شریفه در این معنا کمال ظهور دارد و جهت ندارد که ما آن را تأویل کنیم » (همان˛۱۳۶۳ : ۵۵ )
شبی رخ تافته زین دیر فانی به خلوت در سرای ام هانی
(کلیات ،۱۳۸۱: ۳۵۷)
۲-۴- ۵ آیا معراج در شب بوده است یا در روز
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۱/ اسری می فرماید:
«کلمه ی اسرا و همچنین کلمه ی سری که ثلاثی مجرد است به معنای سیر در شب است. وقتی گفته می شد سری و اسری معنایش این است که فلانی در شب راه پیمود و وقتی گفته می شود سری به و اسری به معنایش این است که او را شبانه سیر داد و کلمه ی لیلاً مفعول فیه وبودنش در کلام این معنا را افاده می کند که این سیر همه اش در شب انجام گرفت هم رفتنش و هم برگشتنش»(طباطبائی ˛۱۳۶۳: ۸)
نیمشبی کان ملک نیمروز کرد روان مشعل گیتی فروز
نه فلک از دیده عماریش کرد زهره و مه مشعله داریش کرد
(کلیات ،۱۳۸۱: ۱۴)
شبی کاسمان مجلس افروز کرد شب از روشنی دعوی روز کرد
(کلیات ،۱۳۸۱: ۹۱۸)
فصل سوّم
نظامی و معراج نامه ها در خمسه
۳-۱ شرح احوال نظامی گنجوی
حکیم جمالالدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجهیی (گنجوی) از استادان بزرگ شعر فارسی است. سال تولد این شاعر معروف ایرانی قرن ششم را نزدیک به ۵۳۰ دانستهاند. در شهر گنجه به دنیا آمد نشو و نما یافت و در همان جا تحصیل نمود. همه عمر را در آن جا گذرانید و تنها یک بار سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان به یکی از شهرهای نزدیک گنجه کرد و در مجلس آن پادشاه با نهایت اعزام و اکرام پذیرفته شد و نزدیک به سال ۶۱۴ هـ .از دنیا رفت و در همان شهر یعنی گنجه به خاک سپرده شد.
در میان آثاری که ظاهراً از سالهای نخست عمر توجه او را جلب کرد به نظر میآید شاهنامۀ فردوسی ، ویسورامین فخر گرگانی و کلیله و دمنۀ ( ظاهراً ) بهرامشاهی را باید نام برد. از جمله شاعران معاصر او خاقانی ، عوفی ، ظهیر ، و جمالالدین اصفهانی بودند که تنها با خاقانی ارتباط داشته و حتی در مرگ او مرثیهای نیز سروده است