معراج پیامبر و مخزن الاسرار

« بالا رفتن و صعود کردن در اصطلاح عروج پیامبر اکرم (ص) است که در قرآن فرمود «سبحان الذی اسری…المسجد الاقصی»این است معراج ظاهر آدم را گفتند «اهبط» و و مصطفی را گفتند «اصعد» ای آدم به زمین فرود رو تا عالم خاک به هیات و جلال سلطنت تو قرار گیرد ای محمد تو به آسمان برآ تا ذروه افلاک به جمال مشاهده تو آراسته بود به مرکب همت نشین و تارک افلاک را قدم مبارک خود گردان از عالم جسمانی و روحانی سفر کن آنگه به ما نظر کن» (سجادی˛۱۳۷۰: ۷۲۹)
البته، آیاتی وجود دارند که سرعت اعجاب انگیز حضرت سلیمان (ع) را در مسافرت به نقاط مختلف زمین و با استفاده از نیروی باد بیان نموده وَلِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ عَاصِفَهً تَجْرِی بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَکُنَّا بِکُلِّ شَیْءٍ عَالِمِینَ)انبیا /۸۱) و یا این که عروج پیامبرانی؛ مانند ادریس (ع ) وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْریسَ إِنَّهُ کَانَ صِدّیقًا نَبِیًّا ، وَرَفَعْناهُ مَکَانًا عَلِیًّا (مریم /۵۷)
و عیسی (ع) بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً (نساء/۱۵۸)را به آسمان ها اعلام می دارد،. اما کامل ترین نوع معراج از حیث دیدنی ها و شنیدنی ها و عروج به ملکوت هفت آسمان و سیر در عرش الهی،معراج حضرت محمد(ص) معرفی شده است معراج پیامبر در دو سوره از قرآن کریم به طور اجمال مورد توجه قرار گرفته است: آیه اول از سورهء اسراء که سیر شبانه پیامبر اعظم(ص)از مسجد الحرام به مسجد القصی را منظور می دارد و سورهء نجم آیات ۵ الی ۱۸ که قسمت دوم این سفر از بیت المقدس به آسمان و«سدره المنتهی»را مورد توجه قرار می دهد.بر این اساس سفر ملکوتی پیامبر با عبور از مسجد الحرام به مسجد القصی آغاز و سپس با سفر آسمانی و عروج به آسمان های هفت گانه و ملاقات با پیامبران پیشین و فرشتگان و همچنین مشاهدهء بهشت و جهنم ادامه می یابد تا در نهایت ایشان در ملاقاتی بی واسطه،با خداوند متعال به گفت وگو می پردازند. این واقعه پس از بازگشت دوباره پیامبر به زمین در قالب روایات و احادیث قدسی و نبوی و…برای آگاهی مردم بازگو شد. و به اشکال گوناگون در اذهان مسلمانان رسوخ کرده و تأویل شد.فیلسوفان،سخنوران،ادیبان، هنرمندان و…به واقعه معراج به عنوان یکی از مهم ترین رخدادهای زندگی پیامبر اسلام توجه کرده و آن را منبع خلق آثار متعدد خود قرار داده اند.نویسندگان و شاعران مختلفی همچون سنایی،نظامی،خاقانی،امیر خسرو دهلوی، قاآنی،سلمان ساوجی و…تحت تأثیر این رخداد،مجموعه هایی را با عنوان معراج نامه به نظم و نثر درآورده اند.علاوه بر این در ابتدای بسیاری از دیوان های خطی و منظومه ها چون نسخه های شاهنامه، بوستان، مهر و مشتری و… اشعاری نگاشته شده که در آن ها پس از مدح و ستایش خداوند و نعت پیامبر،شرحی از واقعهء معراج ارائه شده است.نظر به ارتباط نزدیک نگارگری با ادبیات می توان تأثیر این اشعار را به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر آثار تصویر شده توسط نگارگران دوره های مختلف پی گرفت.
شعر وسیله ای برای بیان افکار و عقاید است که به زبانی زیبا و آهنگین گفته می شود . شعرا در هر عصر و زمانی مطابق جو جامعه و عقیده ای که رواج داشت وازطرف آنان پذیرفته شده بود مسائل مختلف را در شعر وارد می کردند ابراز عقیده در شعر گاه برای نشان دادن تفکری خاص در محاجه کردن با فرقه ای دیگر بود و گاه برای اظهار فضل و طبع آزمایی. گاهی نیز مسائل مذهبی یا آیات قرآن به صورت تلمیح یا تلمیع برای زیبایی و افزودن آرایه های شعر به کار می رفت . معراج موضوعی است که به هر نحوی در شعر شعرا دیده می شود نظامی گنجوی از جمله شاعرانی است که فراوان از معراج می گوید او در ابتدای خمسه خود ابیاتی طولانی در توصیف معراج می سراید که گاه به اطناب می انجامد. این ابیات روی هم ۳۸۳ بیت است که شرح مبسوطی از آن شب عجیب دارد.نظامی در این ابیات هم عقیده کلامی خود را مبنی بر دیدار خداوند با چشم سر بیان می کند و هم طبع روان خود را به رخ رقیبان می کشد.
۴-۲-۱ اشاره به زمان معراج
در گستره ادبیات پارسی، همواره شعرا و نثرپردازان به شب و سحر نظری خاص داشته و دارند و کلید اصلی بسیاری از مصائب را درشب جست‏وجو می‏کردند. به عبارتی، قداست‏خاصی بر ذات شب و تاریکی نیمه‏های آن و سکوت سحری قائل بوده‏اند. این شاعران، معراج پیامبر را نیز که در دل نیمه شبی عزیز و پربرکت رخ داده‏است، دلیلی استوار و علتی محکم بر قداست آن گرفته و به زیبایی خیره‏کننده‏ای در وصف آن شب ملکوتی زبان به سخن بازکرده و از صاحب آن شب که حقیقتا رسول اکرم(ص) است، مدد جسته‏اند.
۴-۲-۱-۱ شب در قرآن
به نظر قرآن ظرف عروج، شب است؛ « الَّیْلِ إِذَا یَسرِ. قسم به شب تار هنگامی که به روز روشن مبذل شود» (فجر/۴) چون شب ظرف زمانی است که در آن طبیعت نهان گردیده و آسمان آشکار می شود. آن چه از طبیعت در چشم بوده از دیده پنهان و تنها بی کران آسمان است که چون رازی از پرده برون آمده خودنمایی می کند.
«سبْحَنَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الأَقْصا…شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت» (اسرا/۱)
«جریان آسمان پیمایی پیامبر تنها در یک شب انجام شده است پیامبر شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داده شده است در صورتیکه
مسافرت از مکه ب
ه بیت المقدس با وسائل نقلیه آن روز چهل شبانه روز طول می کشیده است با این حال پیامبر در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفته و از آنجا به آسمان عروج فرموده است.»(حجازی˛۱۳۵۵: ۱۹۲)
شب آن چنان در فرهنگ قرآن اهمیت دارد که خدای سبحان بدان سوگند می خورد؛ الَّیْلِ إِذَا یَسرِ (فجر/۴) و «مقام محمود و پسندیده ای را به شب زنده داران اهدا می کند. وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَى أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا »(اسرا/۷۹) این که خداوند سبحان برای اصلاح انسان ها به سحر (بخش پایان شب) قسم یاد می کند، از آن روست که سحرخیزی خود سبب اصلاح بشر است. هرچند که برای خداوند شب و روز معنا و مفهومی ندارد، ولی فرصت های مناسبی برای انسان هایی است که قابلیت دارند تا به مقام تسبیح درآیند و از مقام تشبیهات روز و طبیعت آشکار رهایی یابند؛ چون روز، انسان را سرگرم می کند و به کام خویش می کشد چنان که در دریای خروشان طبیعت تنها شناگران هستند که در آن غرق نمی گردند. با این همه همان شناگران ماهر نیز ناچارند تا پایان روز در آن دست وپا بزنند تا غرق طبیعت نشوند. « إِنَّ لَکَ فِی اَلنَّهَارِ سَبْحاً طَوِیلاً ‏ ‏. تو را روز روشن در طلب روزی وقت کافی و فرصت وسیع است» (مزمل/۷) بی گمان تلاش های روزانه و طبیعت تشبیهی نمی گذارد تا جان انسان آرام گیرد و از مقام بی نقص و عیب تنزیهی برخوردار گردد. وقتی شب هنگام می رسد انسان از دریای خروشان طبیعت با شنای توکل رهایی می یابد و در ساحل شب تسبیح آرام می گیرد. در سحرگاهان است که پاها بر جای محکم تسبیحات استوار می گردد و دریافت های استواری را از ملکوت تسبیحات خداوندی به چنگ می آورد « إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً. البته نماز شب بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمانست» (مزمل/۶) به نظر قرآن، به دست آوردن این دریافت ها و گفتارهای محکم که با عمل حضور و خلوص استوار می گردد، در شب آسان تر است. به همین جهت است که قرآن که محکم ترین قول وگفتار است در هنگام شب نازل می شود « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ » (قدر/۱) و سیر زمینی پیامبر و عروج ملکوتی وی در شب اتقاق می افتد. به هر حال هرچند که تکامل در شب و روز امکان پذیر و شدنی است، ولی در شب به آسانی صورت می پذیرد؛ زیرا انسان در شب از آشفتگی به درمی آید و در تاریکی شبانه به آرامش روحی و روانی دست می یابد که این امر موجب می شود تا ارتباطش با ملکوت آسان تر شود؛ زیرا در این هنگام از ملک و طبیعت فراغت و آسایش یافته و فکرش از آشفتگی رهایی پیدا کرده است.
« وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى…قسم به نجم یا قسم به رب نجم خدای تعالی برای اظهار عظمت مخلوقاتش به آنها قسم یاد می فرماید علاوه بر تاکید مطلبی که می خواهد بیان بفرماید و از این گونه در سوره قرآن بسیار است.بدیهی است که عظمت مصنوع نشان دهنده عظمت صانع است.وجه دیگر نجم به معنی قرآن است که عرب چیزی را که روز به روز یا برج به برج پیدا می شد نجم می گفتندو چون قرآن مجید به تدریج بر رسول الله نازل می شد نجم گویند وجه دیگر به روایت امام صادق (ع)قسم به وجود پیغمبرکه نوری بود در عالم اعلی از عرش خدای تعالی این نور بر زمین فرود آمد و این عالم را منور نمود ».(دستغیب ˛۱۳۵۴ : ۲۵-۱۸)
۴-۲-۱-۲ شب در معراج خمسه
در میان تمام مسلمانان پذیرفته است که معراج در شب اتفاق افتاده است . در شعر شاعران نیز شب معراج فراوان دیده می شود . این اشارات گاه تنها تلمیح است و گاه اشاره کامل به معراج پیامبر است نظامی نیز داستان معراج در مخزن الاسرار را با شبی شگفت انگیز و پر رمزو راز آغاز می کند
  نیم شبی  کان   فلک  نیمروز                       کرد  روان  مشعل  گیتی   فروز
   نه فلک از دیده عماریش کرد                   زهره و مه مشعله داریش کرد
   کرد رها در حرم  کائنات               هفت خط و چار حد و شش جهات
    روز شده با قدمش در و                              زآمدنش آمده مه در سما
دیده اغیار گران خواب گش                کاو سبک از خواب عنان تاب گشت
(کلیات،۱۳۸۱: ۱۷)
سعدی نیز در بوستان فصلی در ستایش پیامبر سروده است که در آن از معراج نیز سخن می رود. در این ابیات تنها به شب معراج گذشتن از افلاک و باز ماندن جبریل از او اشاره شده و بیش از آن  شرح نداده است:
شبی بر نشست از فلک برگذشت          به تمکین و جاه از ملک در گذشت
چنن گرم در تیه قربت براند        که در سدره جبریل از او باز ماند

Share this post

Post navigation

You might be interested in...