مهارت های خود مدیریتی و تئوری یادگیری اجتماعی

۲-۳-۳ مهارت های مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی
این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارت هایی هستند که مربوط به رشد حرکتی و تعادل ، حفظ تغذیه مناسب ، کنترل وزن ، سلامت جسمانی ، ورزش جنبه های فیزیولوژیکی جنسی ، کنترل استرس و انتخاب فعالیت های تفریحی می شود( کادیش و همکاران ، ۲۰۰۱به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).
سلامت جسمانی بسیار نزدیک و وابسته به سلامت روانی است . عوامل چند گانه ای هم روی جنبه های جسمانی و هم در جنبه ی روانی تاثیر می گذارد از جمله جذابیت جسمانی ، تناسب کلی بدن ، وزن بدن خود پنداره یا تصور از خود ، عزت نفس ،منزلت اجتماعی و تعامل با دیگران. تاکروپیج (۱۹۹۴) ، طی مطالعه ای آشکار کردند که افرادی که عزت نفس بالاتری دارند،اغلب نیازهای اجتماعی آنان تحقق یافته است و کمتر احساس استرس می کنند . همه این جنبه هایی که تجربه می کنند یک راه موثری برای حفظ تندرستی هستند ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۰).
اصول متنوعی برای رشد سبک زندگی توسط گازدا ( ۱۹۸۷) ،فرض شده است . از جمله این اصل که یک سبک سالم زندگی به جای اینکه به عنوان سبک هدف مورد نظر قرار گیرد باید به عنوان یک فرایند در نظر گرفته شود . به علاوه آنها پنج هدف را برای این بعد از مهارت های زندگی (سلامت جسمانی / حفظ سلامتی ) مشخص کرده اند .
احساس خوب داشتن و شور وشوق و علاقه برای زندگی
سلامت جسمانی داشتن
مصون ماندن از بیماریهای واگیردار و مسری
مصون ماندن از خشونت و تصادفات
به حداقل رساندن وقوع و شدت بیماریهای جسمانی و مزمن
۲-۳-۴ مهارت های رشد هویت / هدف در زندگی
این نوع از مهارت های زندگی شامل مهارت های لازم جهت افزایش رشد هویت فردی و شناخت عاطفی هیجانی از جمله خودکنترلی ، حفظ دیدگاه مثبت نسبت به خود ، سازگاری با محیط ، تعیین ارزشها ، رشد نقش جنسیتی و اتخاذ تصمیمات اخلاقی می باشد (کادیش ، گلاسر ، کالهون و گینتر ، ۲۰۰۱به نقل از محمد خانی،۱۳۸۰).
نوجوانان در این سن با هویت اجتماعی ، جنسیتی ، تحصیلی و شغلی خویش مواجه می شوند . میوز (۱۹۹۳) ، دریافت که رشد و حمایت اجتماعی توسط دوستان در موقعیت تحصیلی ، رشد هویت شغلی را بر می انگیزد . وی همچنین دریافت که والدین بیشتر در مورد موضوعات مرتبط با تحصیل و شغل و حرفه تاثیر گذارند ، در حالی که همسالان بیشتر در موضوعات مربوط به اوقات فراغت تاثیر گذارند . دانش آموزانی که در مدرسه عملکرد خوبی دارند ، احساس قویتری از هویت شغلی خویش دارند که منجر به احساس امنیت و اطمینان بیشتری می شود . از آنجایی که انتخاب ها و تصمیمات شغلی و تحصیلی از مهم ترین نیازهای رشدی نوجوانان است به همین جهت مهارت های زندگی در تمامی ابعاد باید به حد مطلوب خود برسد . تمام تحقیقات در این زمینه نشان دهنده تاثیر متقابل این ابعاد بر یکدیگر است . به طوری که رشد یکی از جنبه های مهارت های زندگی بر تمامی جنبه های دیگر موثر است ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸به نقل از علیمردانی،۱۳۸۴).
آموزش مهارت های زندگی که توسط « بوتوین و تورتو » بر روی جمعیت عادی اعتباریابی شده است ، مبتنی بر رویکرد تاثیرات اجتماعی ( نفوذ و فشار اجتماعی ) و تئوری یادگیری اجتماعی است و مدلی در زمینه پیشگیری می باشد .
« بوتوین » و همکارانش چندین مطالعه در رابطه با نتایج برنامه آموزش مهارت های زندگی انجام داده اندو به نتایج مثبتی در این زمینه دست یافته اند (کرس و الیاس ، ۱۹۹۳) .
به اعتقاد شینکه ( ۱۹۸۴) ، نوجوانی زمان کسب مهارت های بزرگسالی و رفتارهای خطر – جویانه است و به جای اینکه نوجوانان این مهارت ها را به صورت تصادفی و آزمایش و خطا بیاموزند بهتر است ، آنها را به صورت رسمی و منظم به آنان آموخت . در این روش سعی بر این است تا نوجوانان مهارت های کفایت شخصی و اجتماعی را بیاموزد تا بتوانند با مشکلات روبرو شوند ، آنها را پیش بینی و کنترل کنند و سلامتی روانی ، جسمانی و اجتماعی خود را افزایش دهند . ( آقاجانی ، ۱۳۸۱) .
طبق نظر بوتوین و کانتور ( ۲۰۰۰) اجزاء مهارت های زندگی شامل مهارت های خود مدیریتی و مهارت های اجتماعی می باشد . مهارت های خود مدیریتی فردی شامل توانایی تصمیم گیری و حل مساله ، آگاهی از تاثیرات اجتماعی و مقاومت در برابر آن ، مقابله با اضطراب ، خشم و ناکامی، تعیین هدف ، خود رهبری و خود تقویت دهی می باشد . مهارت های اجتماعی نیز بخشی از مهارت های زندگی است که شامل برقراری ارتباط اجتماعی ، مهارت های جرات مندی کلامی و غیر کلامی ، احترام گذاشتن و افزایش شایستگی اجتماعی با دانش آموزان می باشد (طارمیان ، ۱۳۷۸) .
مهارت های زندگی باید در تمامی ابعاد به حد مطلوب خود برسد . تمام تحقیقات در این زمینه نشان می دهند تاثیر متقابل این ا بعاد بر یکدیگر است به طوری که رشد یکی از جنبه های مهارت های زندگی بر تمامی جنبه های دیگر موثر است ( پیکلسیمر و هوپر ، ۱۹۹۸) .
نلسون – جونز ( ۱۹۹۲) در کتاب درمان ، مشاوره و مسئولیت پذیری فردی ، مهارت های زندگی را در چهار بعد سلامت روانی طبقه بندی کرده است که عبارتند از :
۱-مسئولیت پذیری ، ۲- واقع گرایی ، ۳- وابستگی و ارتباط مناسب ، ۴- فعالیت ارزشمند مفید و رضایت بخش .
در طبقه بندی دیگری ، توسط نلسون – جونز (۱۹۹۲) ، مهارت های تفکر ، مهارت های عملی و مهارت های مربوط به احساسات متمایز شده اند .
الف- مهارت های تفکر شامل موارد ذیل می باشند :
برخورداری از یک ادراک منطقی و واقع بینانه
مسئولیت پذیری تصمیمات
فردی
مقایسه با مکالمه منفی با خویش