واحد مورد پژوهش ارائه دهنده اصلی مراقبت به بیمار باشد که بر اساس اظهار نظر خود مراقبت دهنده تعیین خواهد شد.
معیار خروج
عدم رضایت به شرکت در تحقیق.
ابزار گردآوری دادهها
در این مطالعه جهت دستیابی به اهداف از دو پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه نیازهای خانواده (FNQ) استفاده شد.
پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، نسبت با بیمار(مراقبت دهنده)، علت ترومای بیمار، محل سکونت، نوع سکونت، وجود آسانسور، شغل مراقبت دهنده، میزان درآمد خانواده، سن بیمار، جنس بیمار، وضعیت تأهل بیمار، تعداد فرزندان، وضعیت بالینی و دارا بودن بیمه درمانی میباشد.
ابزار دوم مورد استفاده، با بهره گیری از پرسش نامه استانداردی تدوین شده است که توسط کروزر و مارویتز در سال ۱۹۸۹ تهیه شده است. این پرسش نامه یک ابزار ۴۰ عبارتی با ۶ زیر مقیاس: اطلاعات بهداشتی(سؤالات،۱و۴و۵و۶و۷و۱۱و۱۲و۱۳و۱۴و۱۸)، حمایت عاطفی(سؤالات،۲۹و۳۰و۳۴و۳۶و۳۷و۳۸و۳۹و ۴۰)، حمایت ابزاری(سؤالات،۲۲و۲۳و۲۴و۲۵و۲۶و۲۷)، حمایت حرفه ای (سؤالات،۱۵و۱۶و۱۷و۱۹و۲۰و۲۱ )، شبکه حمایت اجتماعی(سؤالات۹و۱۰و۳۱و۳۲و۳۳و۳۵ ) و درگیر شدن در مراقبت (سؤالات،۲و۳و۸ و۲۸) است. این پرسش نامه متشکل از دوقسمت است که دو ارزیابی مستقل را شامل می شود. قسمت اول اهمیت نیازها را از طریق یک مقیاس لیکرت از ۱(اهمیت ندارد)، ۲(اهمیت جزئی)، ۳(مهم) تا ۴(بسیار مهم) و قسمت دوم دامنه برآورده شدن این نیاز را با گزینه های “بله”، “نسبتاً” و “خیر” اندازه گیری می کند. همچنین پاسخ دهندگان می توانستند هر عبارت را به عنوان غیر قابل کاربرد در مورد وضعیت خودشان انتخاب کنند. در پایان پرسش نامه، با بیان یک سؤال باز از اعضای خانواده این امکان را به آنها می دهد تا نیازهایی را که در آیتم های پرسش نامه گنجانده نشده است را بیان کنند. لازم به ذکر است این ابزار در مورد مراقبت کنندگان بیمارانی که حداقل ۶ ما از ترخیص آنها به علت ضربه سر گذشته باشد قابلیت استفاده دارد. در این مطالعه میزان اهمیت نیازهای مراقبت کنندگان بوسیله میانگین نمرات گزارش میشود (۲۸).
تعیین اعتماد و اعتبار علمی ابزارهای گردآوری دادهها
جهت بررسی روایی و پایایی پرسشنامه، ابتدا ابزار ترجمه و باز ترجمه گردید که جهت انجام این کار از متخصص مترجمی زبان بهره گرفته شد، سپس جهت انجام روایی و پایایی آن اقدام گردید. برای تعیین اعتبار علمی محتوا، ابزار توسط ۱۰ نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده پرستاری مامایی شهید بهشی رشت مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که میزان CVI برای همه عبارات بیشتر ار ۸۰ درصد بوده است. جهت تعیین پایایی ابزار از روش تعیین سازگاری درونی استفاده گردید. برای به دست اوردن آلفا از مطالعه مقدماتی استفاده شد که بر روی ۱۵ نفر از اعضای خانواده مراقبت کنندگان بیمار آسیب به سر انجام شده بود. لازم به ذکر است که این افراد بعداً جزء نمونه های اصلی ما نیز قرار گرفتند. میزان ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده جهت کل پرسشنامه ۸۳/۰ و برای هر یک از حیطه ها به شرح زیر بوده است: اطلاعات بهداشتی(۸۱/۰)، حمایت عاطفی(۶۵/۰)، حمایت ابزاری(۶۳/۰)، حمایت حرفهای(۶۶/۰)، شبکه حمایت اجتماعی(۷۴/۰)، درگیرشدن در مراقبت(۶۹/۰).
روش گردآوری دادهها:
در ابتدا قرار شد که روش نمونه گیری به صورت تصادفی باشد، بر این اساس ابتدا فهرست اسامی از قسمت مدارک پزشکی مرکز آموزشی درمانی پورسینا در مورد واحدهای دچار ضربه سر که حداقل ۶ ماه از تاریخ ترخیص آنها گذشته بود، به دست آمد. سپس محقق ابتدا اسامی افراد ساکن در رشت را جدا نموده و پس از آن بر اساس جدول اعداد تصادفی با انتخاب عدد تصادفی ۷ و با در دست داشتن کل اسامی نسبت به انتخاب نمونه ها به تعداد تعین شده (۱۷۴ نفر) اقدام کرد. در مرحله بعدی پس از تماس تلفنی با خانواده ها و تأیید وابسته بودن بیمار آسیب به سر به مراقبت خانواده، با ارائه مجوز انجام پژوهش به درب منازل مراجعه شد و در صورت رضایت توسط مراقبت کننده، در منزل وی نسبت به تکمیل پرسش نامه ها اقدام شد ولی با توجه به عدم دستیابی به حجم نمونه مورد نیاز نمونهگیری در منازل، به صورت تمام شماری از نمونه های در دسترس یعنی همراهان بیماران مراجعه کننده به درمانگاه تخصصی پورسینای رشت که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، نمونهگیری انجام گرفت و از این طریق هم، دستیابی به مجموعاً ۵۱ خانواده با سابقه بیمار دارای ضربه سر که هم اکنون دارای توانمندی مراقبت از خود نیستند، ممکن گردید. به این ترتیب جمعآوری داده ها از بهمن ۹۱ تا پایان تیر ۹۲ انجام شد و در مجموع با ۵۶ خانواده مصاحبه انجام گرفت که ۳ نفر جهت شرکت در تحقیق رضایت ندادند، ۱ نفر خواهان دریافت پرسشنامه به پست الکترونیکی بود که پس از ارسال پرسشنامه به آن پاسخ داده نشد و ۱ مورد نیز پس از تعیین محل انجام مصاحبه در محل تعیین شده حاضر نگردید. منظور از مراقبتدهنده اصلی فردی بود که مراقبت عمده از بیمار توسط وی انجام شده و خود به این مسئله اذعان مینمود. از مجموع ۵۱ مورد بررسی شده مراقبت دهنده در ۴۶ مورد همسر، پدر و مادر، برادر یا خواهر و فرزند بودند و در ۵ مورد افرادی غیر از افراد فوق مانند داماد خانواده ارائه مراقبت اصلی را بر عهده داشت.
روش تجزیه و تحلیل دادهها و روشهای آماری
با در نظر گرفتن عنوان پژوهش، مطالعه حاضر دارای دو متغیر اصلی نیازهای مراقبت دهندگان و میزان برآورده شدن این نیازها میباشد. یافته های این پژوهش بر حسب نوع متغیرها، کمی و کیفی میباشد.
بدین ترتیب که متغیرهای اصلی نیازهای مراقبتدهندگان و میزان برآوردهشدن آنها از نوع کمی پیوسته میباشند. متغیرهای زمینهای سن شخص مراقب و بیمار و درآمد خانواده نیز ازنوع کمی پیوسته، تعداد فرزندان بیمار کمی گسسته، جنس شخص مراقب و بیمار، وضعیت تأهل مراقب و بیمار و محل سکونت از نوع کیفی اسمی، میزان تحصیلات شخص مراقب از نوع کیفی رتبهای و متغیرهای مداخله گر نسبت با بیمار، علت ترومای بیمار، نوع مسکن، وجود آسانسور، شغل مراقب، وضعیت بالینی و بیمه درمانی از نوع کیفی اسمی میباشد.
جهت رسیدن به اهداف پژوهش پس از جمع آوری اطلاعات، دادههاتحت spss نسخه ۱۸ و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه تحلیل بخش اهمیت نیازها طیف ۴ حالته لیکرت ادغام وسه حالته در نظر گرفته شد و ستون مهم (۳) و خیلیمهم(۴) برای آنکه بسیاری از ستون های گزینه مهم خالی بود ادغام شد و از نمره میانگین پس از جمع نمرات استفاده شد (۸۵) برای بخش میزان برآورده شدن نیازها برای هر یک از سوالات به پاسخ های برآورده شدن نیازها بطور نسبی و کامل ارزش یک و در صورت عدم برآورده شدن ارزش صفر در نظر گرفته شد.
برای هر یک از حیطه ها سوالات مرتبط با آن حیطه با هم جمع شده و سپس نقطه برش برای هر یک از حیطه ها نقطه وسط نمره ها در نظر گرفته شد. برای حیطه اطلاعات بهداشتی با ۱۰ سوال نقطه برش ۵ در نظر گرفته شد و نمرات کمتر از ۵ نشان دهنده عدم برآورده شدن نیاز و نمرات بالای ۵ نشان دهنده برآورده شدن نیاز در نظر گرفته شد. برای حیطه حمایت عاطفی با ۸ سوال نقطه برش ۴ در نظر گرفته شد و نمرات کمتر از ۴ نشان دهنده عدم برآورده شدن نیاز و نمرات بالای ۴ نشان دهنده برآورده شدن نیاز در نظر گرفته شد. برای حیطه حمایت ابزاری ، حمایت حرفه ای و شبکه حمایت اجتماعی با ۶ سوال نقطه برش ۳ در نظر گرفته شد و نمرات کمتر از ۳ نشان دهنده عدم برآورده شدن نیاز و نمرات بالای ۳ نشان دهنده برآورده شدن نیاز در نظر گرفته شد. برای حیطه در گیر شدن در مراقبت با ۴ سوال نقطه برش ۲ در نظر گرفته شد و نمرات کمتر از ۲ نشان دهنده عدم برآورده شدن نیاز و نمرات بالای ۲ نشان دهنده برآورده شدن نیاز در نظر گرفته شد. برای کل حیطه ها با ۴۰ سوال نقطه برش ۲۰ در نظر گرفته شد و نمرات کمتر از ۲۰ نشان دهنده عدم برآورده شدن نیاز و نمرات باالای ۲۰ نشان دهنده برآورده شدن نیاز در نظر گرفته شد.
از آمار توصیفی میانگین، نسبت و درصد جهت تنظیم جداول و توزیع فراوانی استفاده شد. با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف مشخص گردید که نمرات بدست آمده از حیطه های مختلف دارای توزیع نرمال بوده لذا از آزمون های پارامتریک آنالیز واریانس، تی تست، کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر جهت مقایسه میانگین نمرات در حیطه های مختلف و بررسی ارتباط و معنیداری عوامل فردی و اجتماعی با اهمیت نیازهای مراقبتدهندگان و میزان برآورده شدن آنها استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی
۱٫کسب مجوز از معاونت پژوهشی و کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی گیلان.
۲٫ دریافت معرفی نامه از ریاست دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی رشت جهت ارائه به مسئولین دانشگاه برای اخذ معرفی نامه به بیمارستان پورسینا