در حقیقت اساس پژوهش در زمینه فرهنگ همین است که مفهوم انسانیت را در انسان تا غایت اخلاقی و سیاسی تحقق بخشیم و تنها راه رسیدن به این هدف غایی تعمیم فرهنگ و تکامل آن در لایههای مختلف اجتماع میباشد.
به عبارت دیگر برای اعتلای فرهنگ یک جامعه باید در دو جنبه مختلف آن را مورد کنکاش و بررسی قرار داد.
الف ـ پژوهش و کنکاش برای رسیدن به افقهای جدید و مفاهیم تازه در حیطه فرهنگ خواص و نخبگان؛
ب ـ استفاده از ابزار مناسب در جهت تعمیم و اشاعه مفاهیم فرهنگی به لایههای مختلف اجتماع؛
بخش نخست با توجه به ساختار مفهومیاش از حوصله این بحث خارج است و کار پژوهشی مستمری را میطلبد، اما بخش دوم شناخت ابزار مناسب میتواند در این پروژه کاربردی مورد بحث قرار گیرد.
یکی از عواملی که در اشاعه فرهنگ در سطح جامعه بسیار میتواند مؤثر باشد مقوله هنر است.
هنر به عنوان برترین وسیله بیان، منتقل کننده احساس، فکر، ارزشها و اعتقادات در یک فرهنگ و مابین فرهنگها کاربرد یافته است و حتی میتواند عصاره اندیشه و نمود فرهنگی یک ملت را تحت الشعاع خویش قرار دهد.
مارکوزه در بخشی از کتاب نفیها مینویسد: «هنر از آن آفریدههای فرهنگی و معنوی است که جایگاهی مییابد فراتر از ابزار برآوردن نیازهای مادی آدمی. فرهنگ باید بتواند به امیدها، اشتیاقها و خواستهای معنوی که از تنش میان اندیشه و زندگی ایجاد میشوند شکل و نظم دهد».
وی در جای دیگر خاطر نشان میکند: «فرهنگ وعده سعادت و زندگی بهتر است».
به نظر او هنر در این نگاه به سعادت و بهروزی آینده از دیگر پدیدههای فرهنگی فراتر میرود و موقعیتی مییابد که شادمانی و خرسندی را پیش میکشد.
توسعه هنر و کمک به تولید و آفرینش معنوی از برنامههای گسترش فرهنگ کشورهاست. ایجاد سازمانها و مراکز تولید و آموزش هنری، فعالیت در هدایت فرهنگ عمومی، تحقیق و اصلاح فرهنگ عامه، پرورش استعدادها و تولید آثار ادبی و هنری برای شکوفایی فکری، احیا و حفظ فرهنگ و سنتهای اصیل و اعلای سطح فرهنگ جامعه بسیار مؤثر است.
۱-۴ تمدن
واژهتمدن به تلقی های گوناگون از حالت های جامعه انسانی می پردازد. اشاره به تکامل و شکل گیری روابط بشری یکی از جنبه های رایج این کلمه در زبان ادبی است.

مرکز شهر نیویورک. شهرها از نمادهای اصلی تمدن بشری هستند
خرابه های شهر ماچو پیچو، “شهر گم شده اینکاها”، معروف ترین نماد تمدن اینکاها تلقی می شود.
کلمه تمدن معانی خیلی مختلف و متفاوتی دارد که به جامعه بشری مربوط می شوند. کلمه تمدن از کلمه لاتینیشهرنشین بودن یا شهروندانcivis و شکل وصفی آن civilis مشتق می شود. کلمه متمدن شدن اساسا به معنی شهرنشین بودن، که توسط افراد جایگزین و انتخاب شده و موقعیت قانونی آن جامعه اداره می شود، می باشد تمدن رومقانون افراد غیرنظامی همه روی هم در یک کتاب بزرگ و کامل Corpus Juris Civlis در سده ۱۶ برای امپراتور ژوستینیان (۴۸۳ (پیش از میلاد) تا ۵۶۵ (پیش از میلاد) ) جمع آوری شده است. که مورد استفاده امپراتور ژوستینیان که دوباره کشف شده و توسط استادان و کارشناسان قانون در اولین دانشگاه که در اروپای غربی در بلوگنا در سده ۱۱ تأسیس شده بود مورد استفاده قرار گرفته است. از سال ۱۳۸۸ کلمه civil به زبان انگلیسی وارد شده و به عنوان تمدن به معنی قانونی که مراحل اعمال جنایی و قانونی رابرای شهروندان انجام می دهد، در سال ۱۷۰۴ بکار رفته است. این واژه درسال ۱۷۲۲ با مفهومی نزدیک به واژهٔ تمدن استفاده شده است که معنی آن متضاد و مخالف بربریت بوده است.
۱-۴-۱ ابعاد مفهومی واژه تمدن
تعریف ادبی و فنی
تمدن را می توان به شکل کلی آن عبارت از نظم اجتماعی دانست که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند. در تمدن چهار رکن و عنصر اصلی را تشخیص داد که عبارتند از
۱- پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی