انسانی آویزان شده از سر و غنچه های در حال شکفتن انسان پاریس. مأخذ 🙁 www.bnf.fr/enluminure )
کتابخانه ملی مأخذ ؛( ۹۸،۱۹۷۷( Mode ,

تصویر ۴٫ اسکندر در حال گفتگو با درخت واق واق، تصویری از
شاهنامه دموت، ۱۳۳۰ – ۱۳۴۰ میلادی، دوره ایلخانیان، آبرنگ،مرکب و طلا بر روی کاغذ، گالری فریر، واشنگتن. مأخذ:
www.freergallery))
2-1-5)جلایریان
جلایریان در سال ۱۳۳۶/۷۳۷ تبریز را تصرف کردند. سبک مینیاتوری های این دوره تا حد زیادی به سبک ایلخانان در شاهنامه دموت وابسته است. در نسخه خطی کلیله و دمنه مربوط به ربع سوم قرن چهاردهم/ هشتم که در کتابخانه استانبول نگهداری می شود هنرمندان تصاویر را به حاشیه ها کشانده اند که این به عنوان یک فضای فرعی برای عمل اصلی تعریف می شود. احمد جلایری به عنوان یک حامی هنری، هنرمندان بزرگ روزگار خود را به کار گرفت و یکی از این هنرمندان، به نام عبدالحی، به او طراحی و نقاشی آموخت. قدیمی ترین نسخه خطی مصور شده زمان او، خمسه نظامی است. در تاریخ (۱۳۸۶/۷۸۸، ۱۳۸۸/۷۹۰) که دارای کیفیتی مادون سلطنتی است هنرمندان جلایری خط افق بلندی را که در نقاشی های گذشتگان مرسوم بود رعایت کرده اند، اما در نقاشی های آنان پیکره ها باریک، دراز و لاغرتر هستند. تأثیر سبک نقاشی چینی بر گیاهان، باعث منظم قرار داده شدن دسته علف ها و گل ها شده است و درختان پیچ خورده نمایشی، بی روح و کسل کننده به نظر می رسند(همان، ۴۲)
یکی از نسخه های خطی دیگر این دوران دیوان سلطان احمد جلایر است که با توجه به گرایش عرفانی اشعار سلطان احمد، به لحاظ سبکی، طراحی ها ترکیبی از تکنیک نقاشی با قلم موی چینی هستند که در مینیاتورهای اوایل و اواسط قرن چهاردهم/ هشتم دیده می شوند و نوع خودانگیزی بیش تری از این نمونه های پیکره ای در نقاشی جلایریان پیدا شده است.
با تشویق سلطان احمد جلایری، هنرمندان جلایری در تکنیک های مختلفی کار می کردند و مجموعه ای از ترکیبات اصلی را به وجود آوردند که مورد استفاده هنرمندان ایرانی در پنج نسل بعدی قرار گرفت و به آن مرحله از کمال و هماهنگی در رنگ رسید که نقاشی ایرانی را از سایر سبک ها متفاوت ساخت. (همان،۴۸)
۲-۱-۶)تیموریان
سیاست تیمور نسبت به هنر با مغولان تفاوت داشت. در حالی که مغولان فقط پس از تثبیت منافع منطقه ای خود، حمایت از معماری و دیگر هنرها را آغاز کردند، سیاست هنری تیمور با سیاست نظامی و سیاسی اش همراه بود. او هنرمندان را به پایتختش سمرقند منتقل کرد و در آنجا آنها را برای ساختن پروژه های ساختمانی عظیمی که سفارش می داد به کار می گرفت.(همان، ۴۹)
بقایای ساختمان هایی که تیمور دستور ساختنشان را داده است، حاکی از نگاه بلند پروازانه اوست در مینیاتورهای به تاریخ ۱۳۹۷/۸۰۰ که احتمالاً برای اسکندر سلطان در شیراز مصور و نسخه برداری شده تلفیقی از عناصر شیوه مظفری شیراز از یک طرف و نقاشان جلایری بغداد از طرف دیگر وجود دارد. بدین ترتیب هرچند سبیل های افقی و تاب داده شده تصاویرش یادآور نقاشی های مظفری است، چگونگی تزئینا ت گیاهی و هندسی آن، مکتب جلایری را به یاد می آورد.( همان،۵۳)
تیمور در سیاست گذاری هنری خود دو راه در پیش گرفت:
۱- غارت اموال منقول ایالات مختلف برای غنی کردن بنیه مالی امپراطوری خود.
۲- انتقال هنرمندان و صنعتگران ماهر و صاحب فن به همراه خانواده هایشان به پایتخت که نتیجه آن شکل گیری مکتب هرات در روزگار فرزندش شاهرخ بود. (آژند،۸۷،۲۹)
“روش هنری هر عصری عموماً منطبق با دستگاه فکری و فلسفی همان عصر می باشد، معنویت و سنت اسلامی در قالب تصوف و عرفان یکی از زمینه های مهم در فضای کالبدی قرن چهارم تا قرن دهم هجری در ایران قلمداد می شود.
با وجود اینکه نظریه وحدت وجود ابن عربی در حدود قرن ششم هجری مطرح می شود. اما به تدریج در قرن های هفتم تا یازدهم هجری مبنای تفکر و نگرش تصوف و معنویت می گردد؛ به اعتقاد او هستی یکی است و آن هستی مطلق، خداوند است که به صورت ها و شکل های گوناگون تجلی کرده و ظاهر شده است به سخن دیگر همه وجودها جلوه یک هستی مطلق اند. به اعتقاد صوفیه دنیای مادی محض وجود ندارد و هر آنچه در این عالم محسوس وجودد دارد بازتابی است از عالم معنوی .
وقتی جهان بینی عرفانی نزد هنرمند ایرانی مسئله ای مهم و اساسی قلمداد می شود، بنابراین تسلیم امر ساده نسخه برداری یا شبیه سازی از عناصر مادی که فنا در انتظار آنهاست نمی شود پس به خلق عالمی که به آن باور دارد و ساختار فکری او را ساخته است روی می آورد.
در نگرش عصر تیموریان، معنویت در قالب صوفیگری و عرفان در دستگاه سیاسی و اندیشه دینی و اجتماعی آنان بسیار مهم و شدیدتر از آنچه در سنت و شریعت آمده مورد توجه قرار می گیرد، تا جایی که اغلب صاحبان قدرت، اندیشمندان و هنرمندان در دستگاه حکومتی اهل تصوف و عرفان بوده اند و در مجالس صوفیگری حضور می یافتند. بنابراین انعکاس این نوع نگرش در آثار هنری این دوران بدین معنا که هنرمند، نه مقلد اشکال ظاهری طبیعت بلکه اصول اساسی آنها را متجلی می کند به وضوح دیده می شود.
هنر و معنویت در اسلام پیوندی اساسی با هم دارند بنابراین نقاشی و هنر دوره تیموری بر مبانی و اصول عرفان و تصوف استوار است. بنابر عقیده هانری کربن یکی از مراتب وجود در عرفان و معنویت اسلامی عالم مثال است که این عالم یکی از ویژگی های مهم نقاشی ایران در عصر تیموریان و اوایل دوره صفویه می باشد. “(جوانی،۸۵،۳۱-۴۰)
عالم مثال، عالمی است واقع بین عالم محسوسات و عالم معقولات، یا حد واسط این دو عالم، به قول ملامحسن فیض کاشانی فیلسوف و عارف قرن یازدهم هجری: جهانی است روحانی، از یک جانب با جوهر جسمانی شبیه است، چون می توا
ند موضوع درک و احساس گردد و دارای ابعاد و مقدار است و می تواند در زمان و مکان ظاهر آید.( کربن،۱۳۵۷،۲۹۰)
هانری کربن در مورد شأن و مرتبه در این عالم می گوید:
موقع و مقام واسط و رابطی که بین عالم عقلی و جهان حسی دارند تعریف و توصیف شده است. و از یک جانب صور محسوسه و حسی را از عالم ماده بیرون می برد، صورت مجرد می دهد و از آنها خلع مادیت می کند، و از جانب دیگر صور عقلیه را وجهه خیالی و مثالی بخشید و به آنها شکل و بعد و جهت می دهد.(همان،۱۰۹)