کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعله برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
(همان، ۴۰۶)
در ابیات زیر به کار گیری عناصری از جمله: آسمان، زمین، جهان، گردون و غیره در زیبایی شعر مؤثر بوده است.
محتشم، آرزو می کند ای کاش با شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) روح از تن تمام جهانیان بیرون می آمد و کار همه به پایان می رسید و افسوس می خورد از اینکه انتقام این مصیبت به تأخیر افتاده است.
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان مه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی
آن انتقام گر نیفتادی به روز حشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآوردند.
(همان، ۴۰۷)
در بند چهارم، محتشم به شکلی ماهرانه، به حادثه کربلا گریز زده است. محتشم بر این عقیده است که سهم بیشتر از غم و اندوه دنیا نصیب اولیای خدا بویژه معصومین (ع) شده و بعد از اشاره به شکافته شدن سر مولا علی توسط اعداء و به شهادت رسیدن امام حسن مجتبی (ع) به واقعه ی کربلا پرداخته و یاران آقا ابا عبدالله الحسین (ع) همچون نخل هایی میداند که به وسیله ی تیشه ی اعداء از جا کنده شده باشندو جگر پیامبر اکرم (ص) را در مصیبت امام حسین (ع) خونین و پاره پاره می داند و جبرئیل از این اندوه سر غم به گریبان نهاده و به تعبیر محتشم از دیدن این حوادث آفتاب، روشنایی خود را از دست داده است.
بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیاء زدند.
نوبت به اولیاء چو رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
پس آتشی که بر اخگر الماس ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود کند ندا ز مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه در آن دشت، کوفیان بس نخل ها ز گلشن آل ابا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
(همان، ۴۰۷ و ۴۰۸)
در بند پنجم از این اشعار از نگاه کاشانی: در اثر ریخته شدن خون امام حسین (ع) در زمین جوششی ایجاد شد که تا اوج فلک امتداد دارد و بر اثر این فاجعه ارکان دین سست و متزلزل شده است. او شهادت امام حسین را مایه ی سست شدن ایمان و خرابی آن می داند.
چون خون بر حلق تشنه ی او بر زمین رسید جوش از زمین به ذروه ی عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
(همان، ۴۰۸)
هنگامی که قامت استوار امام حسین (ع) توسط ظالمان به زمین افکنده شده، از زمین غباری بر می خیزد که به آسمان می رسد و حضرت عیسی و جبرئیل را در این ماتم عزادار می کند.
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید