پایان نامه با واژه های کلیدی سرچشمه ها

دانش به طور مکانیزه و غیر مکانیزه و به صورت دوسویه. در حقیقت 90 درصد از موفقیت مدیریت دانش، به تبادل صحیح دانش بستگی دارد و تبادل دانش از یک فرد به فردی دیگر، از لازمه های اساسی یک چرخه مدیرت دانش اثربخش می باشد. انتقال و ردو بدل شدن دانش بین اعضای سازمان، مستلزم استقرار فرهنگ” تسهیم دانش قدرت است ” به جای فرهنگ” دانش قدرت است ” می باشد (رادینگ،2003،189-179 )
بکاربستن دانش: اشاره به این مطلب دارد که ایده ها و دانش به دست آمده در صورت مفید و مناسب بودن مورد استفاده قرار گیرد، بدون جهت گیری در مورد اینکه چه کسی آنها را مطرح کرده است. این حلقه اشاره دارد به آمیختن دانش با عمل، یعنی به کار بستن دانش و انعکاس آن در خدمات و کالاهای یک سازمان (کاومن،2004،ص150)

1-10 قلمرو پژوهش
* قلمرو مکانی: این تحقیق شرکت مادر تخصصی توانیر می باشد .
* قلمرو زمانی: تحقیقات مقدماتی در نیمه اول سال 90 آغاز شد و پس از تصویب موضوع و انجام تحقیقات تکمیلی در پایان شهریور سال 91 آماده دفاع شد .
* قلمرو موضوعی : امروزه اطلاعات و دانش و تجربه برای سازمان ها یک منبع مهم و اساسی می باشد. این پژوهش به دنبال آن است تا بستری فراهم سازد تا دارایی فکری و دانش موجود در شرکت توانیر مدیریت گردد و اشخاص نسبت به یادگیری، اشتراک گذاری و خلق ایده ای جدید با کمک مدیران ارشد و میانی اهتمام ورزند. بنابراین موضوع این پژوهش تحلیل چرخه مدیریت دانش با رویکرد فازی در شرکت مادر تخصصی توانیر می باشد. و مهمترین عناوین موضوعی عبارتند از : مدیریت دانش ، چرخه مدیریت دانش ، رویکرد فازی

فصل دوم:

مروری بر ادبیات تحقیق

بخش اول : مدیریت دانش
بخش دوم : سوابق تحقیقاتی
بخش سوم : شرکت مادر تخصصی توانیر
2-1مقدمه
دانش یک منبع کلیدی در هر سازمانی است .انسان هرچه بیشتر بداند، بهتر می تواند عمل کند . دیگر دورانی که در آن فقط پول، زمین و نیروی بازو، به عنوان سرمایه شناخته می شدند، به سرآمده است. در دنیای امروز، دانش نه تنها به عنوان یک سرمایه محسوب می شود، بلکه به عنوان مهم ترین سرمایه نیز برای سازمان ها تلقی می شود. لذا در عصر دانایی که در آن دانش بسان مهم ترین سرمایه محسوب می شود، سازمان ها نیازمند رویکرد مدیریتی متفاوت نسبت به مسائل سازمان و کارکنان هستند. حفظ و نگهداری کارکنان سازمان ها و پرورش ظرفیت یادگیری آنان نقش تعیین کننده ای در موفقیت و کسب مزیت رقابتی برای سازمان دارد. لذا همانند مدیریت منابع فیزیکی مانند پول، مدیریت دانش نیز باید بخشی از سیاست های استاندارد سازمان باشد. (انتظاری،85 )
دورنمای تاریخی از مدیریت دانش امروزی، به این مطلب اشاره دارد که مدیریت دانش یک خواسته قدیمی بوده است. دانایی شامل دانستن و دلایل دانستن بوسیله فلاسفه غربی به صورت مدون شاید هزار سال قبل ایجاد شده باشد. همچنین فلاسفه شرقی یک مشارکت هم اندازه در تدوین دانایی داشتند، اگرچه بیشتر تاکید آنها بر دریافت هدایت های روحانی و زندگی مذهبی بود و بسیاری از این تلاش ها به سمت بدست آوردن دریافت های مجرد و فرضی از آنچه که دانایی مورد بحث قرار می دهد مربوط می گشت(انتظاری،85) .
حتی برخی دیگر از این هم فراتر رفته اند و معتقدند که تلاش ها و نیروهای انسان های اولیه در محیط ناآشنای زندگی خود برای فهم روابط و بقا، نمونه های عملی از جستجوی دانایی و هدایت آن دانایی به سود خود است. اما اینجاست که نقش اصلی انسان در سطح مدیریت دانایی مطرح می گردد، چرا که این واقعیت آشکار شده است که دست یابی به سطحی از رفتار اثربخش برای رقابت عالی و سطح بالا ضروری است و این مستلزم این است که همه افراد سازمان در نظر گرفته شوند. مدیران برای این کار باید بین شناخت، انگیزش، رضایت فردی، احساس امنیت و خیلی از عوامل دیگر یکپارچگی و همانگی ایجاد کنند. امروزه مدیریت دانش فقط با فشار اقتصادی ایجاد نمی شوند، بلکه جنبه مهم مدیریت دانایی، رفتار اثربخش افراد است(صیف و کرمی،1383،ص20)
مدیریت دانش، مربوط به استفاده نظام مند و راهوار از دانش در سازمان و بکارگیری آن در فعالیت ها،به منظور تحقق اهداف و رسالت سازمان است. هدف مدیریت دانش، جلوگیری از تکرار اشتباهات و اتخاذ تمامی تصمیمات بر اساس دانش سازمان می باشد (2002:1،Milton) .

2-2 مدیریت دانش چیست؟
از نظر امین و همکارانش(2001)تمرکز مدیریت دانش، بر بهبود توانایی سازمانی می باشد. موفقیت در زمینه مدیریت دانش نیازمند ایجاد یک محیط جدید کاری می باشد که دانش و تجربه بتوانند براحتی سهیم شوند . برای تحقق این مقصود، باید فناوری و فرآیند را مدنظر قرار داد. رفتارهای سازمانی باید چنان همراستا شوند که اطلاعات و دانش، ادغام شده و به افراد مناسب و در زمان مناسب برسد تا بتوانند با بهره وری بیشتر عمل کنند. اول از همه مدیریت دانش باید افراد را به اطلاعات مرتبط کند، و این ارتباط شامل فرآیندها و تشویق هایی است که برای افراد نیاز است تا نه تنها به هم اعتماد کنند و از اطلاعات موجود استفاده کنند، بلکه تجارب و اطلاعاتشان را به پایگاه اطلاعاتی جهانی توزیع کنند. دوم اینکه، افراد باید به افراد مرتبط شوند. آنها باید قادر به یافتن همدیگر بوده و براحتی کمک مورد نیاز را جستجو کرده و دریافت کنند و سپس آن را تجارب را منتشر کنند. این امر به افراد این احساس را می دهد که آنه همه روزه در تحقق اهداف سازمان شریکند. افزایش بهره وری، تسریع در یادگیری، اتخاذ تصمیمات بهتر و
سریع تر، افزایش توانایی برای توسعه، تقویت نوآوری و ایجاد انگیزه برای کارکنان(انتظاری،85)

2-3 تاریخچه
در سال 1979 ، حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سیوبی که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری ) یکی از شعبه های معروف سازمانی که او در آنجا کار می کرد، تنها یک کرون ارزش نشان می داد، در حالیکه ارزش واقعی سازمان، به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش می دهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است .
سیوبی و دیگران این یافته را با نام دارایی فکری و دارایی ناملموس معرفی کرد و آن را در کنار دارایی های ملموس قرار داد. به این ترتیب تعداد نوشته ها، سمینارها و نظایر آن در این زمینه رشد کرد و موضوع به طور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمان های بزرگ قرار گرفت.
جدول1 فهرست نخستین حرکت ها و وقایع مهم در رابطه با مدیریت دانش را نشان می دهد(افرازه،4:1386 )

سال
طرح کننده
رویداد
1986
سیوبی/کونراد
ترازنامه نامشهود
1986
کارل ویگ
ابداع مفهوم مدیرت دانش
1989
شرکت های مشاور مدیریتی بزرگ
شروع تلاشهای درونی برای اداره رسمی دانش
1989
ارزش واترهاوس
یکی از نخستین ها برای تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاری اش
1991
بازبینی تجاری هاروارد(نونکاو تاکوچی)
یکی از نخستین مقالات منتشر شده در مورد مدیریت دانش
1991
تام استوارت
اهمیت به سرمایه فکری
1993
کارل ویگ
یکی از نخستین کتاب های منتشر شده در مورد مدیریت دانش
1994
پیتر دراکر
منبع دانش
1994
شبکه ارتباط دانش مدیریت
نخستین کنفرانس مدیریت دانش
1994
شرکت بزرک مشاوره
نخستین شرکتی که خدمات دانش مدیریت را به مشتریان پیشنهاد کرد
1995
استنفورد پال رومر
دانش به عنوان منبع بی پایان
1995
نونکا و تاکوچی
کتاب شرکت دانش آفرین
1995
دروتی لئونارد بارتون
کتاب سرچشمه های دانش
1996
انواع شرکتها و مشاغل
انفجار پر سروصدای الحاق ها و فعالیت ها
جدول 2-3 تاریخچه

هم زمان با رشد ایده دانش به عنوان منبع استراتیک در قرن 21 دانش به مثابه یک مزیت رقابتی مهم در سازمان های پیشرو ، مورد توجه جدی قرار گرفت. از این رو چندی است که بسیاری از دانشمندان علم مدیریت و سازمان، تلاش هایی را برای نظام مند کردن استفاده از دانش در سازمان از راه ایجاد باب جدیدی در مدیریت با عنوان “مدیریت دانش ” آغاز کرده اند .
در بررسی روند تاریخی حرکت سازمانها به سوی سازمان های دانش مدار، پیتر دراکر نحوه تغییر سازمان ها را به شرح زیر مطرح می کند :
اقتصاد کشاورزی : بشر اولیه که در ابتدا با شکار ارتزاق می کرد، کشاورزی را کشف کرد و به این ترتیب، نخستین مرحله اقتصادی جوامع آن زمان شکل گرفت و پس از آن بود که تولید منابع با کاشت و برداشت دانه ها و نیز پرورش دام و طیور آغاز شد. در این مرحله، هنوز بشر به دانش چندانی دست نیافته و مزیت رقابتی در آن، گسترش مزرعه ها و تعداد بیشتر دام و طیور و نیز مهارت هایی در کاشت و برداشت محصولات بود .
اقتصاد منابع طبیعی: در این دوره بشر منابع طبیعی را کشف و استخراج کرد. در این میان، نقش مردم تلاش برای تسهیل تبدیل منابع به کالاهای قابل فروش و آوردن آنها به بازار بود. علاوه بر آن، گروههای کوچکی از صنعتگران همچون بناها، آهنگران، خیاطان و نظایر آن ارایه خدمات به مشتریان را آعاز کردند، بنابراین، کم کم بشر نیاز به دانش را تشخیص داد و اتحادیه ها و تجمعات کوچکی از متخصصان شکل گرفت .

انقلاب صنعتی : در خلال قرن 18 و 19 ، تبدیل منابع طبیعی به محصولات قابل فروش و تولید محصولات در حجم زیاد به شکل فزاینده ای، سازماندهی و مکانیزه و مزیت بازار سرمایه گذاری و بکارگیری افراد بیشتر شد. بنابراین، برای ارایه محصولات با کیفیت و قیمت مناسب، تکنولوژی بالاتری لازم بود. در این دوره، دانش قابل دسترسی و اهمیت آن روشن شده بود، و لیکن این امر تنها در میان برخی از صاحب نظران مطرح بود .
انقلاب محصول : در نیمه اول قرن 20، توجه تولید کنندگان به موضوع دیگری جلب شد. پس از تولید محصولات با تنوع بیشتر و قیمت کمتر، ضرورت ارایه خدمات بهتر برای تولیدکنندگان به شکل فزاینده ای مطرح شد . در این زمان ، مزیت رقابتی ، ارایه محصولاتی بود که به لحاظ کاربرد و قیمت با بازارتطابق بیشتر ی داشته باشد، بنابراین نسبت به عصر صنعت، دانش فردی گسترش یافت و توجه به محصولات در سازمان ها، بیشتر مطرح شد .
انقلاب اطلاعات : در نیمه دوم قرن 20 ، موضوعاتی چون بهینه سازی، توجه به محصول به همراه مزیت بازار و ارایه محصولات کاربردی تر با خدمات بهتر مطرح بود با پدید آمدن فناوری اطلاعات ، جمع آوری گسترده تر اطلاعات و تبادل آن بین شرکت ها و تامین کنندگان و مشتریان، بیش از پیش امکان پذیر شد، به گونه ای که نظام های مدیریت جامع و تولید بهنگام، کنترل های خودکار و غیره ، عملاً مشاهده می شد. به این ترتیب ، با پدید آمدن کارت های اعتباری، شکل معاملات تجاری و تبادلات مالی و نقش مردم از کارهای یدی به کارهای پشت میزی تغییر یافت، اما با وجود این، هنوز کارهای ک
املاً فکری و دانشی، جایگاه خود را نیافته بودند .

انقلاب دانش : در یکی از دو دهه اخیر دانشمندان اذعان داشتند که اساس رقابت در حال تغییر بوده و موفقیت سازمانها به سمت میزان تاکید و توجه آنان بر دانش مرتبط است. این مساله بسیاری از سازمان های پیشرفته را برآن داشت تا دانش را در سازمان خود مدیریت کرده آن را به بهترین شکل ممکن، مورد استفاده قرار دهند. همچنین تاکید و توجه بیشتر بر منابع انسانی، که تولیدکنندگان و حاملان اصلی دانش در سازمان هستند ، به ویژه در زمینه تسهیم دانش و فرهنگ سازمانی، که جریان دانش در داخل سازمان را شکل می داد مورد توجه ویژه ای قرار گرفت .

2-4 تعاریف مدیریت دانش
پیچیدگی مفهوم دانش و همچنین وجود رویکردهای مختلف در مورد مدیریت دانش باعث شده است که نگرش واحدی در خصوص این رشته شکل نگیرد، لذا صاحب نظران مختلف از زوایای گوناگون به آن نگریسته اند .
ابتدایی ترین تعریف از مدیریت دانش عبارت است از : یافتن راهی جهت خلق، شناسایی، شکار و توزیع دانش سازمانی به افراد نیازمند(عبدالملکی،1382،38)
به نظر جونز، مدیریت دانش یک رویکرد سیستماتیک یکپارچه جهت شناسایی، مدیریت و تسهیم تمام دارایی های اطلاعاتی سازمان است، که شامل بانک های اطلاعاتی، مدارک، سیاستها و رویه ها می باشد . )2003،Jones)
به نظر اسمیت مدیریت دانش، یک محیط کاری جدید ایجاد می کند که دانش و تجربه به آسانی می توانند به اشتراک گذارده شوند و همچنین اطلاعات و دانشرا فعال می کند تا به سمت افراد واقعی و در زمان واقعی جریان یابند تا آنها بتوانند موثر و کاراتر عمل کنند .(2001:3،Smith )
پیتر دراکر اعتقاد دارد “راز موفقیت سازمان ها در قرن 21 اجرای صحیح مدیریت دانش است ” بنابراین در سازمان های هزاره سوم اجرای مدیریت دانش ضروری بوده و موسسات باید با برنامه ریزی برای اجرای آن اقدام کنند. موفقیت سازمان ها بطور فزاینده ای به این موضوع وابسته است که چطور به طور موثر سازمان میتواند دانش را بین کارکنان سطوح مختلف جمع آوری، ذخیره و بازیابی کند .
مدیریت دانش، فرایند شناسایی و توسعه اندوخته ها و دارائیهای علمی و فنی سازمانی برای کسب منافع بیشتر سازمان و مشتریان آن است. بنابراین، مدیریت دانش، فرایند توسعه مجموعه دانش و آگاهیهای سازمان به منظور کسب منافع بلند مدت در حوزه تجارت است. اساس و مبنای مدیریت دانش، راهبرد تجارت است که خود، نیازمند طراحی فرایندهای دانش گرا و توسعه ساختارهای منطقی است. دانش، تنها منبع مطمئن مزیت رقابتی پایدار است (McElroy, 2003; Campos & Sanchez, 2003).
به نظر اسمیت مدیریت دانش، یک محیط کاری جدید ایجاد می کند که دانش و تجربه به آسانی می توانند به اشتراک گذارده شوند و همچنین اطلاعات و دانش را فعال می کند تا به سمت افراد واقعی و در زمان واقعی جریان یابند تا آنها بتوانند موثر و کاراتر عمل کنند .
پیتر دراکر اعتقاد دارد راز موفقیت سازمان ها در قرن 21 اجرای صحیح مدیریت دانش است ” بنابراین در سازمان های هزاره سوم اجرای مدیریت دانش ضروری بوده و موسسات باید با برنامه ریزی برای اجرای آن اقدام کنند. موفقیت سازمان ها بطور فزاینده ای به این موضوع وابسته است که چطور به طور موثر سازمان می تواند دانش را بین کارکنان سطوح مختلف جمع آوری، ذخیره و بازیابی کند .
هانیس(2001) مدیریت دانش را فرآیندی می داند که مبتنی بر چهار رکن است :
1- محتوا : که به نوع دانش(آشکار یا نهفته بودن ) مربوط م

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *