مفهوم نکاح

«ﻧﻜﺎح»، ﻣﺼﺪر ﺛﻼﺛﻲ و ﻏﻴﺮ ﻗﻴﺎﺳﻲ از رﻳﺸﻪ ﻧَﻜَﺢ» اﺳﺖ(محقق داماد:۱۳۸۵، ۲۱).

از ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻟﻐﻮی ﻧﻜﺎح ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎی اﺻﻄﻼﺣﻲ و ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻣﺎ ﺗﻨﺎﺳﺐ دارد، اﻧﻀﻤﺎم و اﺧﺘﻼط اﺳﺖ(دهخدا:۱۳۷۷، ج۲، ۶۲۴).

در ادﺑﻴﺎت ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻓﺎرﺳﻲ، واژه « ازدواج » ﻫﻤﺪوش ﺑﺎ ﻧﻜﺎح ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ(کاتوزیان:۱۳۹۳،ج۱، ۲۰).

۱-۲-۴-۱-نکاح در فقه

ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﻲ، ﻧﻜﺎح را در ﺷﺮﻳﻌﺖ اﺳﻼم ﻋﺒﺎرت از ﻋﻘﺪ ﻣﻲداﻧﺪ(شیخ طوسی:۱۴۰۷ه، ج۷، ۲۸۰).

ابن ﺣﻤﺰه، ﻧﻜﺎح را ﻋﻘﺪ ﺗﺰوج ﻣﻴﺎن زن و ﻣﺮد ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ در ﻣﻮاردی ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻧﺰدﻳﻜﻲ (وﻃﻲ) ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲرود(ابن حمزه:۱۴۰۸ه، ۲۸۹).

ﺑﺠﻨﻮردی، ﻧﻜﺎح را ﺗﻌﻬﺪ زن ﺑﻪ زوﺟﻪ ﻓﻼن ﻣﺮد ﺑﻮدن در ﻋﺎﻟﻢ اﻋﺘﺒﺎر، ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲﻛﻨﺪ(موسوی بجنوردی:۱۴۱۹ه، ج۳، ۱۴۲).

اﻟﺒﺘﻪ ﻛﻠﻤﻪ «ﺗﻌﻬﺪ» در ﻛﺎرﺑﺮد ﻓﻘﻬﻲ، اﻋﻢ از ﻣﻌﻨﺎی ﺣﻘﻮﻗﻲ آن را اﻓﺎده ﻣﻲﻛﻨﺪ و اﻣﻮر« دﻓﻌﻲ اﻟﺤﺼﻮل» ﻣﺜﻞ ﻣﻠﻜﻴﺖ و زوﺟﻴﺖ و ﻧﻴﺰ آﻧﭽﻪ را ﻛﻪ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲﺷﻮد(دادمرزی:۱۳۷۹، ۶۹).

آﻳﺖ اﷲ ﺧﻮﻳﻲ، ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺧﻼف ﻣﺸﻬﻮر ﺧﻮد در ﺣﻘﻴﻘﺖ اﻧﺸﺎ، ﻧﻜﺎح را ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ کند:« اﻋﺘﺒﺎر ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ در ﺻﻘﻊ ذﻫﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻈﻬﺮ ﺧﺎرﺟﻲ اﺑﺮاز ﺷﺪه اﺳﺖ»(خویی:۱۳۷۷، ج۳، ۳۵۱).

ﻣﺸﻬﻮر ﻓﻘﻬﺎ، ﻧﻜﺎح اﺻﻄﻼﺣﻲ را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﻌﻨﺎی ﻇﺎﻫﺮی آن، ﻳﻌﻨﻲ «ﻋﻘﺪ» ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ(ﭼﻪ در ﻣﻌﻨﺎی ﺳﺒﺒﻲ و ﭼﻪ ﻣﺴﺒﺒﻲ) ﻧﻪ وﻃﻲ؛ اﮔﺮﭼﻪ اﺻﺮار ﺑﺮ ﻣﻌﻨﺎی اﺧﻴﺮ، ﺑﻲ ﺛﻤﺮ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ. ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، اﮔﺮ ﺷﺮط «ﺣﻤﻞ ﻧﺎﺷﻲ از ﻧﻜﺎح» را در ﻧﺸﺮ ﺣﺮﻣﺖ رﺿﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی «ﺣﻤﻞ ﻧﺎﺷﻲ از وﻃﻲ» ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ زوﺟﻪ ﺑﺪون وﻃﻲ از ﺷﻮﻫﺮش ﺑﺎردار ﺷﻮد، ﺷﻴﺮ او ﻧﺸﺮ ﺣﺮﻣﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ(شبیری زنجانی:۱۴۱۹ه، ۴۵۹).

ﻓﻘﻴﻬﻲ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﻣﻌﻨﺎی ﻣﺘﺴﺎوی اﻟﻨﺴﺒﻪ ﻫﻤﺴﺮی را ﻛﻪ ﻫﻤﺎن زوج ﺑﻮدن اﺳﺖ و در ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ ﺑﻪ زن و ﻣﺮد ﻫﺮ دو اﻃﻼق ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺳﺎزﻧﺪه ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻜﺎح ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻧﻪ اﻳﺠﺎد ﺳﻠﻄﻪ را(مکارم شیرازی:۱۳۷۵، ج۱، ۹۳).

۱-۲-۴-۲-نکاح در حقوق موضوعه ایران

در ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻣﺎ ﺑﻪ اﺗﻜﺎی ﺑﺪاﻫﺖ، ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ از ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﻤﻲﺧﻮرد. ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه‌ای اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ذﻛﺮ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺸﻬﻮر ﻣﻴﺎن ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﺎن ﻛﻪ ﻧﻜﺎح را راﺑﻄﻪای ﻣﻲداﻧﻨﺪ ﺑﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﺑﺮاى ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺧﺎﻧﻮاده، اﻳﻦ اﻧﺘﻘﺎد ﺿﻤﻨﻲ را ﺑﺮ آن وارد ﻛﺮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻜﺎح ﻣﻨﻘﻄﻊ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ از اﻗﺴﺎم ﻧﻜﺎح در ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﻰ اﻳﺮان اﺳﺖ ﻧﻤﻲﺷﻮد. ﺳﭙﺲ ﻧﻜﺎح را ﻋﺒﺎرت از راﺑﻄﻪ ﺣﻘﻮﻗﻰ داﻧﺴﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻋﻘﺪ، ﺑﻴﻦ ﻣﺮد و زن ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻰ از  ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺒرﻧﺪ آﻧﮕﺎه ﺑﺪون ﻧﻘﺪ ﺧﺎﺻﻲ، ﻧﻜﺎح را ﻋﺒﺎرت از ﻋﻘﺪی ﻣﻲداﻧﺪ ﻛﻪ وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻰ ﻣﺨﺼﻮﺻﻲ ﺑﻴﻦ زوﺟﻴﻦ (راﺑﻄﻪ زوﺟﻴﺖ) اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨﺪ(امامی:۱۳۸۹،ج۴، ۲۶۸).

دﻳﮕﺮی ﺑﺎ ﺻﺮاﺣﺖ ﺑﻴﺶ ترﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ در ﻋﻘﺪ ﻣﻮﻗﺖ، ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻧﻤﻲﺷﻮد و ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﺪ:« ﻧﻜﺎح راﺑﻄﻪاى اﺳﺖ ﺣﻘﻮﻗﻰ وﻋﺎﻃﻔﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻋﻘﺪ، ﺑﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰﺷﻮد و ﺑﻪ آنﻫﺎ ﺣﻖ ﻣﻰدﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ زﻧﺪﮔﻰ ﻛﻨﻨﺪ و ﻣﻈﻬﺮ ﺑﺎرز اﻳﻦ راﺑﻄﻪ، ﺣﻖ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻰ اﺳﺖ»(کاتوزیان:۱۳۹۳، ج۱، ۲۲).

از ﻧﮕﺎه ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از اﺳﺎﺗﻴﺪ، در ﻧﻜﺎح ﻣﻮﻗﺖ ﻧﻴﺰ ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﺤﻜﺎم ﺧﺎﻧﻮاده ﺣﺎﺻﻞ از ﻧﻜﺎح داﺋﻢ ﻧﻴﺴﺖ(صفایی و امامی:۱۳۹۱، ۱۶).

در مقابل، ﺣﻘﻮﻗﺪان ﺑﺎ ﺳﺎﺑﻘﻪای ﻗﺮار دارد ﻛﻪ اﺑﺘﺪا تاﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ در ﻋﻘﺪ اﻧﻘﻄﺎع، ﻧﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺘﺮک ﻗﺼﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺳﭙﺲ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﻳﻦ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ را ﭼﻨﻴﻦ ﺷﻤﺎره ﻣﻲﻛﻨﺪ: وﺟﻮد ﻋﻘﺪ، وﺟﻮد ﻣﺪت ( اﻋﻢ از داﺋﻢ و ﻣﻮﻗﺖ)، وﺟﻮد زن و ﻣﺮد، اﻳﺠﺎب و ﻗﺒﻮل ﻟﻔﻈﻲ، اﻣﻜﺎن ﻣﻄﻠﻖ ﺗﻤﺘﻊ. اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ دﻳﮕﺮی از ﻧﻜﺎح ﻣﺒﻨﻲ ﺑﺮ «ﺗﻮاﻓﻖ زن و ﻣﺮد ﺑﺮای ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ» اﻳﺮاد ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻜﺎح ﺑﺎ ﻋﺠﻮز و ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺻﻐﻴﺮه و ﭼﻪ ﻏﻴﺮ او از اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺧﺎرج ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ(جعفری لنگرودی:۱۳۹۰، ۳-۵).

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ ﻋﻨﺼﺮ «ﻣﺪت» داﺧﻞ در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻜﺎح ﻧﺒﺎﺷﺪ، زﻳﺮا ﻋﺮﻓﺎً در ﻋﻘﺪ داﺋﻢ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ «ﻣﺪت ﺑﻪ» ﻋﻨﻮان ﻋﻨﺼﺮی ﺟﺪا ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد. در ﻣﻮرد ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﻧﻴﺰ اﮔﺮ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ در ﻃﻮل اﻳﺠﺎد ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺎﺷﺪ، اﺷﻜﺎﻟﻲ ﺑﺮ ﻋﻘﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺸﻜﻞ وﻗﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺪون ﻗﺼﺪ اﻳﺠﺎد ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ، ﻣﺠﺮدِ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﻗﺼﺪ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، اﻳﺮاد ﻋﻘﺪ اﺧﻴﺮ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ رﺑﻂ ﻧﺪارد. در ﻣﻮرد ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ ﻧﻴﺰ ﺧﻮد اﻳﺸﺎن اذﻋﺎن دارد ﻛﻪ لامسه، ﻣﺤﻞ اﺧﺘﻼف اﺳﺖ، ﺑﻪوﻳﮋه ﻛﻪ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ «اﻣﻜﺎن ﻣﻄﻠﻖ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ» ﻧﻪ «وﻃﻲ ﺑﺎﻟﻔﻌﻞ» تاوﻳﻞ ﻛﺮد ﻛﻪ در ﻣﻮرد اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﺨﻮرده ﻧﻴﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻘﻖ اﺳﺖ. در ﻣﻮرد ﻋﻨﺼﺮ ﻟﻔﻆ ﻧﻴﺰ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﭘﺬﻳﺮش ﻣﻌﺎﻃﺎت در ﻧﻜﺎح، ﺟﺎی درﻧﮓ وﺟﻮد دارد(دادمرزی و محقق داماد:۱۳۹۱، ۷۹).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران