پایان نامه درباره داعش/:تروریسم و تعاریف آن

تروریسم و تعاریف آن

اساس همه تلاش¬های اولیه در برخورد با مشکل تروریسم این است که آیا مفهوم تروریسم را «باید» و «می¬توان» تعریف کرد یا خیر. برخی معتقدند بدون ارائه تعریف مشخص و وحدت نظری، می-توان به وحدت عملی علیه تروریسم دست یافت. در مقابل نیز دیدگاه دیگری وجود دارد که بر وحدت نظری در باب تروریسم تاکید کرده و معتقد است تنها با معیاری واحد که عناصر اساسی تعریف این اصطلاح را مشخص سازد، می¬توان به برخورد با تروریسم پرداخت.

تعاریف بسیاری برای تروریسم ارائه شده که بخشی از آن به دلیل اختلافاتی است که همواره میان مفسرین و تحلیل¬گران وجود داشته است. دلیل دیگر وجود تعدد تعاریف در این حوزه، از این امر نشات می¬گیرد که برخی صاحب¬نظران به دنبال جدا کردن و مستثنی ساختن برخی گروه¬های مورد حمایت خود و یا قرار دادن نام برخی دیگر در زمره گروه¬های تروریستی هستند که به دلیل تامین منافع خاص خود تمایل فراوانی به متهم نشان دادن آنها دارند. در واقع می¬توان گفت دشواری تعریف تروریسم تا حدودی از آنجا سرچشمه می¬گیرد که تنها یک نوع تروریسم وجود ندارد، بلکه گونه¬های مختلفی از آن وجود داشته که اغلب ویژگی¬های مشترک چندانی با هم ندارند. تعریفی کاربردی از تروریسم می¬تواند این باشد که این پدیده ابزاری است در اختیار گروه¬های مختلف. این تعریف شامل شش جزء اصلی است:

  1. اعمال خشونت یا تهدید به خشونت؛ 2. توسط یک گروه سازمان یافته صورت می¬پذیرد؛ 3. برای تحقق اهداف سیاسی انجام می¬شود؛ 4. خشونت علیه هدفی هدایت می¬شود که معمولا غیرنظامیان بی¬گناه هستند؛ 5. یک حکومت چه مستحق خشونت باشد چه نباشد، عمل صورت گرفته یک عمل تروریستی نامیده می¬شود؛ و 6. تروریسم، سلاح افراد ضعیف است. (Lutz and Lutz 2005: 7)

2-3-تعریف مفهومی تروریسم

واژه ترور از ریشه لاتین Turs به معنای ترساندن، ترس و وحشت گرفته شده است. این واژه در تاریخ تحول خود، گاه در توصیف اعمال دولت¬ها، گاه در تعریف اقدامات انقلابی و یا به عنوان روش در مبارزات ضد استعماری و با دو بار معنایی متفاوت مثبت و منفی به کارگرفته شده است. در هر حال، باید توجه داشت در هیچ مقطعی از تاریخ، معنایی جامع از این واژه و یا مصادیق مورد پذیرش بین المللی از آن ارائه نشده است. اصلی¬ترین عامل در ایجاد چنین خلاء مفهومی، دارا بودن ماهیتی ایدئولوژیک است، امری که ارائه تعریفی مورد پذیرش تمامی گروه¬های منتفع را غیر ممکن می¬سازد. موضوع تعریف عناصر تروریسم را نمی¬توان منفک از مرجع تعریف کننده¬ آن دانست. از یک سو،  ما با عاملان اقدامات تروریستی مواجهیم که در سطح ملی و بین¬المللی خود را به عنوان مبارزان راه آزادی معرفی می¬کنند. از سوی دیگر، دولت¬ها با تعریفی خاص از تروریسم، خواهان اعطای مشروعیت به اعمال سرکوب¬گرانه خود هستند.  قربانیان این اقدامات در واقع قربانی نوعی تعارضات ایدئولوژیکی هستند که شاید به هیچ یک از آنها پایبند و معتقد نباشند، اما در حقیقت نگاه ایدئولوژیک عاملان تروریسم به قربانیان و آنچه که فرض می¬شود افراد آماج حملات به آن پایبندند، دارای اهمیت است. (رهامی، علی نژاد، 1390:133) دانشنامه بریتانیکا نیز تروریسم را به معنای کابرد سیستماتیک ارعاب یا خشونت پیش¬بینی ناپذیر علیه حکومت¬ها، مردمان یا افراد برای دست یابی به یک هدف سیاسی مطرح می¬کند. از نظر والتر لاکوئرا  تروریسم استفاده نا مشروع از زور به منظور دست¬یابی به هدف سیاسی است در زمانی که اشخاص بی¬گناه هدف قرار می¬گیرند. در تعریف وزارت خارجه آمریکا از تروریسم آمده است: «خشونت آگاهانه و دارای انگیزه مشخص سیاسی علیه اهداف غیر نظامی توسط گروه¬های فروملی یا عوامل زیرزمینی معمولا با هدف تاثیرگذاری بر یک مخاطب خاص». (پژوهشنامه مطالعات تروریسم، 1388: 39-38)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

علل شکل گیری داعش در عراق در سال های 2010 تا 2014