پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ادبیات با عنوان نمادشناسی حیوانات کلیله و دمنه بر مبنای اساطیر هند و ایران

پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :نمادشناسی حیوانات کلیله و دمنه بر مبنای اساطیر هند و ایران

تکه ای از متن پایان نامه :

حکایت­های فوق دارد اما سه عنصر اصلی تشکیل­دهنده­ی حکایت یعنی موش، شاخه­ی درخت و چاه، با این حکایات تشابه دارد. در مهابهاراته از زبان برهمنی به نام «سوت پورانک» نقل می­گردد که مردی به نام«جرتکار»(jaratkaru) در بزرگی و عبادت مانند برهما بود. او بسیار عبادت می­نمود و ریاضت می­کشید و اصلاً با زنان صحبت نداشت و هر هجده یا بیست روز یک­مرتبه طعام می­خورد:

«یک روز به سر چاهی رسید که پدرش و پدر پدرش درون آن چاه دست به بوته­ای زده و آویخته­اند و موش بیخ آن بوته را می­جوید. او گفت: شما چه کسانید که در چاه می­افتید؟ گفتند: ما کسانیم که دائم عبادت می­نموده­ایم2- مرد برای جلوگیری از سقوط خود در چاه، به شاخه­ی درختی چنگ زده می باشد.

3- موش­ مشغول جویدن بوته یا شاخه­ی درختی می باشد که مرد خود را با آن نگه­داشته می باشد.

تفاوت­ها:

1- در کلیله و دمنه، داستان­های بید پای و تعالیم بودا، یک مرد و در مهابهاراته دو مرد در چاه آویخته­اند.

2- در مهابهاراته آمده می باشد که پدر و پدربزرگ جرتکار مرده و به عالم دیگر رفته­اند و در واقع جرتکار روح آن­ها را در حین عذاب  در عالم دیگر می­بیند، اما در سه مأخذ دیگر جایگاه عذاب و گرفتاری مرد، در دنیای فانی می باشد.

3- در مهابهاراته مشاهده می­گردد که یک موش بیخ بوته را می­جوید، اما در سه مأخذ دیگر دو موش سیاه و سفید ذکر گردیده می باشد.( اگر در هند نیز دو موش سیاه و سفید را نماد تجسم شبانه­روز بدانیم، وجود یک موش در حکایت مهابهاراته قابل توجیه می باشد زیرا همان­طور که ذکر گردید در مهابهاراته سخن از عالم دیگر می باشد و گذر شب و روز و عمر، معنا ندارد.)

4- در حکایت مهابهاراته،کندوی عسل، اژدها و یا چهار مار وجود ندارد.

5- دلیل آویختن دو مرد در چاه با سه مأخذ دیگر متفاوت می باشد.

6- در مهابهاراته، دو مرد از عذاب رهایی می­یابند اما در تمثیل کلیله و دمنه، داستان­های بیدپای و چنین گفت بودا، مرد در اثر غفلت به درون چاه سقوط می­کند.

نکته­ی قابل توجه، سه عنصر مشترکی می باشد که در این حکایت­ها هست و پیش از این درمورد­ی آن­ها شرحی آمد.(موش، شاخه­ی درخت یا بوته، چاه)

 

2- حکایت شیر و گاو12

بخش اول: اختصار حکایت:

  «بازرگانی بود بسیار مال و فرزندان او دررسیدند…[فرزند] مهتر، روی به تجارت آورد و با وی دو گاو بود یکی را «شنزبه» نام و دیگر را «نندبه». در راه خلابی پیش

نماد شناسی حیوانات کلیله و دمنه بر مبنای اساطیر هند و ایران

برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه