پنج اشتباهی که در هنگام معرفی سخنران باید از آنها اجتناب کرد

Bright future. Arrow, open door and beam of light

چه تو یه جلسه طوفان فکری ۳ نفره و چه تو یه کنفرانس صد نفره همیشه شاید شما بخواین سخنران رو به بقیه حضار معرفی کنین. اگه اونو به درستی انجام بدین در واقع به سخنران در موفقیتش کمک کردین. اما اگه در معرفی سخنران خوب عمل نکنین نه فقط ایشون رو تخریب کردین بلکه حتی ممکنه در ایجاد ارتباطش با شنوندگان هم اثر بد داشته باشین.

فرض کنین که شما به دلیل ارتباطی که با مخاطبین دارین انتخاب شدین تا یه سخنران رو به اونا معرفی کنین. این وظیفه شماس که بین شنوندگان که روی صندلیا نشسته ان و سخنران پشت میکروفن پل ارتباطی باشین. در این لحظه فکر کنین که یه وکیل هستین و باید از حق موکلتان در مقابل هیات منصفه دادگاه دفاع کنین؛ پس اونو طوری معرفی کنین که واسه شنوندگان مورد پسند باشه.

در ادامه به نکاتی در همین رابطه اشاره شده که پیشنهاد می شه اونا رو بخونین.

۱ – بیوگرافی اونا رو نخونین.

ایستادن در مقابل شنوندگان و خوندن متن بیوگرافی سیصد کلمه ای که از پیش آماده شده بهترین راه واسه اون هستش که بگید «من هیچ ایده ای ندارم که به چه دلیل اینجور فردی به عنوان سخنران استخدام شده»! اولین وظیفه شما اون هستش که به درستی به شنوندگان بگید به چه دلیل این سخنران رو انتخاب کردین.

۲ – از رئیس جلسه نخواهید که ایشون رو معرفی کنه.

من واسه بانکای بسیاری سخنرانی کردم و کارمندان اونا تمایل دارن که به سلسله مراتب اهمیت خاصی بدن. واسه یه کارمند بانک٬ اگه مهم ترین مقام سازمانی واسه معرفی سخنران انتخاب شه نشونه احترام به ویه. اما اگه یه رئیس نه خیلی محبوب این وظیفه رو رو دوش بگیره براشون اینجور تداعی می شه که ارزشی واسه وقتشون قائل نشدین.

خاطرم هست یه بار وقتی از طرف یکی از بزرگترین بانکای کشور سخنران می کردم و شخص مهم و برجسته ای مسوولیت معرفی منو بردوش داشت. ایشون بیوگرافی منو با صدایی یکنواخت خواند و اسمم رو اشتباه تلفظ کرد. معرفی اون هیچ کمکی به ایجاد رابطه بین من و شنوندگان ایجاد نکرد و حتی باعث شد شنوندگان احساس کنن که بانک هیچ ارزشی واسه وقت اونا قائل نیس.

هرچقدر شخصی که وظیفه معرفی کردن رو بردوش داره خبره تر باشه، زمان کمتری واسه دونستن گذشته سخنران نیاز داره. من بهتر می دونم به وسیله یه مدیر نه خیلی رده بالا معرفی شوم که منو بشناسه و به حرف ام ایمان داشته باشه تا مدیر کل شرکت که هیچوقت منو ندیده.

۳ – نام اونا رو اشتباه تلفظ نکنین.

اگه سخنرانی دارین که نام خانوادگی عجیب یا حتی خنده داری داره٬ بهتره قبل از جلسه از ایشون تلفظ درست اسمش رو سوال کنین و اونو تمرین کنین. اینکه بگید «من هیچ ایده ای ندارم که این سخنران چه کسیه» بهتر از اینه که اسمش رو اشتباه تلفظ کنین!

۴ – در لفافه حرف نزنین.

بعضی از معرفی کننده ها تلاش می کنن تا به شکلی شخص رو معرفی کنن که نظرشون یه پیش داوری منفی از سخنران به شنوندگان القا کنه. مثلا٬ معرفی کننده ممکنه بگه٬ «حالا شما ممکنه با اون چیزی که سخنران بعدی میگه موافق نباشین اما بهش فرصت بدین تا نقطه نظر خودشو بگه…»

این جور معرفی کردن این تصور رو به شنوندگان میده که فرد معرفی کننده هم با نظرات و حرفای سخنران موافق نیس و می خواد مانع از ایجاد رابطه ایشون با مخاطبین شه. اگه شما فکر می کنین که سخنران رو دوست ندارین و یا با نظراتش موافق نیستین اونا رو دعوت به سخنرانی نکنین. واسه این کار کسی رو انتخاب کنین که با نظرات شما موافق و هم سوه و نظر مثبتی نسبت به اون دارین.

۵ – سر به زیر و خجالتی نباشین.

خیلی از افراد هنگام صحبت کردن در محافل عمومی بسیار هیجان زده و پراسترس هستن و نمی تونن خوب صحبت کنن. اونا به جایگاه رفته و اینجور می گن «و سخنران بعدی ما … است» و با دست پاچگی و با سرعت کامل محل رو ترک می کنن. یادتون نره که احتیاجی نیس بهترین معرفی کننده دنیا باشین تا این کار رو خوب انجام بدین. تموم اون چیزی که لازمه انجام بدین اینه که بدونین دلیل انتخاب کردن اون سخنران چی بوده. عشقولانه تر باشین موفق تر هستین.

بهترین معرفی کننده ای که تا کنون دیده ام آقای ورنه هارنیش موسس افسانه ای شرکت مشاوره ای گزلتس بوده. ایشون خودش با دقت تک تک آدمایی که در برنامه هاش سخنرانی می کنن رو انتخاب می کنه. به خاطر همین احتیاجی به از پیش آماده کردن متن سخنرانی نداره. اون در اول درباره دلیل انتخاب اونا توضیح میده و به طور زیرکانه ای به شما درباره آشنایی خودش با سخنران اطلاع رسانی می کنه. مثلا میگه «من اولین بار سخنران بعدی مون رو وقتی دیدم که …». هارنیش بیشتر سخنرانهایش رو براساس کتابایی که نوشتن انتخاب می کنه و پس یه تیکه از متن رو که روی خودش موثر بوده انتخاب می کنه و اونو با شنوندگان به اشتراک میذاره.

من خیلی خوش شانس بوده ام که دو مرتبه به وسیله هارنیش معرفی شده ام. شنوندگان هارنیش می دونن ایشون به چه دلیل منو انتخاب کرده و مقداری از احترامی که واسه ایشون می ذارن به من هم منتقل می شه و همین به من واسه ساختن یه پل ارتباطی بهتر با شنوندگان کمک به سزایی می کنه. تاثیر مثبت دیگری که انتخاب تک تک سخنرانا به وسیله خود هارنیش روی شنوندگان میذاره حس تشکر از ارزشیه که ایشون واسه وقت اونا قائل می شه.

شاید معرفی کردن یه سخنران کاری بسیار ابتدایی به نظر برسه٬ اما یه معرفی هوشمندانه نه فقط با سخنران امکان شروع خوب واسه سخنرانی اش رو میده بلکه کمک مثبتی به ایجاد رابطه با شنوندگان هم می کنه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *