« دانش آموزان دبستانی می توانند همه چیز حتی بی فایده ترین چیزها را در صورتی که مورد علاقه اشان واقع شود،یاد بگیرند. دوره آموزش عمومی باید علاقه به یادگیری را در افراد ایجاد کند. دانش آموز باید هر روز بیش از پیش نسبت به یادگیری علاقه مند شود. فعالیت های آموزشی این دوره باید به موقعیت های عملی مربوط باشد و روش مربی باید تعلیم از راه عمل باشد. تربیت خوب در این دوره تربیتی است که شاگرد را در تحصیل دانش از طریق فعالیت و تحقیق شخصی شرکت دهد و به جای این که رفتار مردم ساکت و حرف شنوا و بیش و کم فعل پذیر را بر او تحمیل کند وی را به ابتکار عمل و بیان آزاد ما فی الضمیر خود تشویق نماید»(شکوهی،۱۳۶۳).
« محتوای مواد درسی باید قدرت تخیل شاگردان را تحریک کند و در انتخاب محتوا باید مفاهیم،نظریات،اصول و قوانین و قواعد را مهم تلقی کرد»(شریعتمداری،۱۳۷۰).
۲-۴٫ پیشرفت تحصیلی
امروزه نظام آموزش و پرورش هر کشور به دنبال شناسایی عوامل موثر بر فرایند یادگیری،یاد دهی فراگیران بوده است و در جهت رشد و تعالی اهداف مورد نظر و راهکارهای رسیدن به آنها گام بر می دارد می توان ادعا کرد در هر نظام تعلیم و تربیت میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شاخص موفقیت در فعالیت های علمی و آموزشگاهی است،ویژگی های فردی آموزش دهنده و آموزش پذیر،ویژگی محیط تعلیم و تربیت،میزان و چگونگی تعامل فراگیر یا عوامل محیطی،محتوای مطالب درسی،روش تدریس و نحوه بیان مطالب از سوی مربی و سر انجام چگونگی فرایند یاد گیری و یاد دهی از جمله این عوامل محسوب می شوند و همگی در ایجاد و ارتفاء سطح انگیزش فرد برای یادگیری نقش اساسی ایفا می کنند(فردوسی،۱۳۸۰).
از مهمترین عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عبارتند از:
۱- هدف: اگر بخواهیم بازده و نتایج هدفی های تربیتی به طور دلخواه و رضایت بخش حاصل شوند هدف ها باید کاملاً گویا باشد.
۲- آمادگی: برای اینکه یاد گیرنده در تجربه های آموزشی و تحصیلی خود شرکت فعال و موفقیت آمیز داشته باشد باید از آمادگی بدنی و روانی کافی برخوردار باشد.
۳- انگیزش: علاقه با یادگیری در حقیقت ترکیبی از چه چیزی آموختن و چرا آموختن است، بدین معنا که چه چیز بیاموزیم تا آموختن آن برای ما سودمند و مطلوب باشد(رحمتی،۱۳۷۷).
حیطه های آموزش
به طور کلی رفتارهائی که دانش آموزان در طی فرایند یاد دهی،یادگیری می آموزند برخی شناختی،برخی عاطفی و برخی دیگر در مقوله حسی و حرکتی جای می گیرند که دارای تمایزات عمده ای هستند.«هدف های شناختی به فرایند های هوشی مانند دانش،دقت،درک کردن،حافظه،تشخیص دادن،تفکر،دریافتن،تمرکز،داوری کردن و استدلال کردن می پردازد. هدف های عاطفی با احساس،هیجان ها، نگرش،قدردانی،ارزش دادن و نظایر اینها سرو کار دارد. هدف های حسی و حرکتی شیوه ماهرانه حرکت های مختلف،مانند نوشتن،ماشین نویسی حرکات موزون و نواختن الفبای موسیقی را در بر می گیرد. طرح طبقه بندی حیطه شناختی توسط(بلوم)،انگلهارت،فرست،هیل و کراتوول،۱۹۵۶)و حیطه عاطفی توسط(کراتول،بلوم و مازیا،۱۹۶۴)و حیطه حسی و حرکتی توسط(کیبلر،بارکرومایلز،۱۹۷۰)ارائه شد»(گیج و برلاینر،۱۹۹۵ ؛ ترجمه لطف آبادی،۱۳۷۴).
۲-۵ .حیطه های آموزشی
اگر چه دارای تمایزات عمده ای می باشد اما جدا از یکدیگر نیز نبوده و آموزش های معلم اگر بتواند حتی الامکان هر سه حیطه را همزمان پوشش دهد به ترکیب صحیح تری از آموزش دست،یافته و قادر است فراگیران را هم به لحاظ شناختی هم عاطفی و حرکتی تحت تأثیر قرار دهد و فقط به آموزش حیطه ای خاص تاکید نورزیده است »(فردوسی،۱۳۸۰).
اسلاوین(۱۹۹۴)معتقد است که تدریس و آموزش خوب اصولی دارد که معلمان نیاز دارند آنها را خوب دانسته و در کلاس درس بکار برند این اصول در شکل زیر خلاصه شده است(اسدزاده،۱۳۷۵).
قدرت تصمیم گیری
تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسأله
دانش درباره موضوع و منابع تدریس
خودشناسی و خود تعلیقی
اندیشیدن توام با تأمل
دانش درباره دانش آموزان و یادگیری آنها
تمرین و انتقال یادگیری ها
استفاده از تحقیقات تربیتی
شکل ۱-۲ اصول آموزش خوب از دیدگاه اسلاوین