چالش های مدارس هوشمند:/پایان نامه درباره مدارس هوشمند

          بررسی چالش های توسعه ی مدارس هوشمند در کشور

علیرغم تکامل روز افزون مدارس هوشمند و حرکت شتابان کشورهای در حال توسعه به سوی آن، تحقیقات اندکی در حوزه ی چالش های توسعه ی این مدارس صورت گرفته است. به طور کلی چالش ها و مشکلات زیادی بر سر راه پیاده سازی مدارس هوشمند وجود  دارد، ولی نوع و شدت و ضعف آنها می تواند متفاوت باشد. شناسایی تمامی چالش ها به دلیل پیچیدگی و گستردگی موضوع، به روش علمی و سیستماتیک خود موضوع پژوهشی کامل می باشد. اما در ادامه به برخی از این چالش ها با توجه به منابع جستجو پرداخته می شود (محمودی و همکاران، 1387: 69).

 

2-2-6-1-              نبود قوانین و مقررات مورد نیاز در وزارتخانه

با توجه به اینکه در مدارس هوشمند، کنترل، نظارت و ارزشیابی مبتنی بر فناوری رایانه بوده و به صورت هوشمند انجام می شود، بسترهای قانونی مورد نیاز این مدارس با مدارس سنتی متفاوت است. این نیاز، از تفاوت میان مدارس هوشمند و سنتی نشأت می گیرد. نبود مقررات در این زمینه باعث ایجاد مشکلات متعدد در مدرسه شده است. برای مثال معلم خود را به ایجاد محتوای درسی چند رسانه ای موظف نمی داند و اگر هم معلمی با علاقه ی شخصی محتوا را تهیه کند، محمل قانونی برای پرداخت و جبران مالی وجود ندارد.

 

2-2-6-2-              فراهم نبودن زیر ساخت های مورد نیاز

زیر ساخت(سخت افزار، نرم افزار، فناوری مدیریت داده، فناوری شبکه و مخابرات و خدمات فناوری)، یکی از اساسی ترین پیش نیازهای لازم برای توسعه ی مدارس هوشمند می باشد. از نظر خبرگان مدارس هوشمند، نبود منابع کافی در مدارس، باعث شده است تا این مورد به یکی از مهم ترین چالش‌ها تبدیل شود (محمودی و همکاران، 1387: 80).

2-2-7-           عناصر اصلی مدارس هوشمند

مهمترین عناصر اصلی مدارس هوشمند را می توان در قالب موارد زیر بیان کرد:

– محيط ياددهی- يادگيری مبتنی بر محتوای چندرسانه ای؛

– زيرساخت های توسعه يافتۀ فناوری اطلاعات؛

– مديريت بر مدرسه توسط سيستم يک پارچۀ رايانه ای؛

– برخورداری از معلمان آموزش ديده در حوزۀ فناوری؛

– ارتباط يک پارچۀ رايانه ای با مدارس ديگر.

در حقيقت مدارس برای تبديل به يک مدرسۀ كاملاً هوشمند بايد بتوانند كليۀ عناصر ذكر شده را تأمين كنند (آموزش و پرورش شهر تهران، 1389: 1).

 

2-2-8-           آمادگی الکترونيکی

آمادگی الکترونيکی يک شاخص ارزشمند برای توانايی استفاده از فناوری های پيشرفته است و با توجه به اهداف محققان به چند روش تعريف شده است (كئودان ساين و گودوين[1]، 2009: 37). بروتيز و پولی من كاو[2] (2004) نيز آمادگی الکترونيکی را آمادگی كالبدی و فکری يک سازمان برای تجارب و فعاليت های يادگيری الکترونيکی معرفی كرده اند. آمادگی مدرسه، توانايی يک مدرسه و هم چنين توانايی های اشخاص درون مدرسه است كه سبب اجرای تغيير در مدرسه می گردد. آمادگی مدارس نيز خود به تجارب مدرسه و معلمان، يک فرهنگ يا نظام قانونی رفتاری معيار كه نوآوری را تسهيل سازد، زيرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، توانايی حل كردن به موقع مسائل فناوری، به منظور استقرار نوآوری در تعليم و تربيت، مربوط می شود. آمادگی مدرسه برای استقرار مدارس هوشمند نيز عبارت است از: سطح آمادگی فکری معلمان و آمادگی فيزيکی مدارس برای پذيرش و كاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعاليت های ياددهی و يادگيری (شوم و فاکس[3]، 2004: 28).

در زمينه سنجش و ارزيابی آمادگی الکترونيکی سازمان ها به منظور امکان سنجی استقرار آموزش الکترونيکی، الگوها و مدل های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است كه از جملۀ آنها می توان سای كاريس[4]،2011: 106) را نام برد. هر يک از مدل های مذكور، ارزيابی برخی از عوامل را در برقراری دوره های آموزش الکترونيکی و به تبع آن مدرسۀ هوشمند، مورد توجه قرار داده اند. عوامل مشتركی كه در بيشتر الگوها به نحوی مورد بررسی قرار گرفته، عبارت است از: نگرش، فرهنگ سازمانی، منابع مالی، تجهيزات و زيرساخت ها و سواد رايانه ای که در زیر به هر یک از این موارد اشاره ای کوتاه می کنیم.

نگرش: آيدين و تاسکی (2005)، چان و ناگی[5] (2007)، نگرش كاربران و منابع انسانی را دو عامل مهم و تأثيرگذار بر استفاده از فناوری می دانند. آمادگی نگرش می تواند اطمينان، لذت و خوشايندی، اهميت، انگيزش و … را شامل شود. بدون توجه به نگرش و استقبال افراد از فاوا، توسعۀ آن امکانپذير نيست. در كنار توسعۀ زيرساختها، تجهيزات و ارائۀ آموزشهای لازم، تلاش برای تقويت نگرش مثبت در مورد فناوری ضروری است (موتيارادوی، 2009: 81). استفاده از فناوري از آنجا كه به بينش فراگيرمحور در ياددهی و يادگيري مربوط مي شود، ممکن است توسط دانشجو- معلماني كه اين ديدگاه را نمي پذيرند مورد استقبال قرار نگيرد. اين وضعيت تا زماني كه تجارب استفاده از فناوري، معلمان را به اصلاح و بهبود موقعيتشان هدايت نکند، تغيير نخواهد كرد (اسکري مشاو، 2004: 47). موفقيت و اثربخشی استفاده از فناوری در تدريس تا حد زيادی بستگی به پذيرش و نگرش معلمان نسبت به فناوری دارد (الّزيديين و همکاران[6]، 2010: 35).

[1] – Keoduangsine & Goodwin

[2] – Borotis & Poulymenakou

[3] – Shum & Fox

[4] – Psycharis

[5] – Chan & Ngai

[6] – Al-Zaidiyeen et al.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تأثیر تکنولوژی مدارس هوشمند بر توانمندسازی دانش آموزان شهر تهران                             (‌مطالعه موردی آموزش و پرورش منطقه 6 تهران