یکی دیگر از مصادیق مفسد فی الارض تکرارکنندگان عمل حرام است. در مورد تکرار کنندگان محرمات در صحیحه یونس از امام موسی کاظم (ع)به عنوان یک قاعده کلی آمده است: «اصحاب الکبائر اذا اقیم علیهم الحد مرتین قتلوا فی الثالثه» (کلینی، ۱۳۶۷، ج۷: ۱۹۱).
علاوه، روایات خاصی وجود دارد که براساس آنها برخی فقها فتوا داده اند:
الف) رباخوار: در روایتی آمده است:
ابوبصیر می گوید: از امام صادق (ع) در مورد رباخواری که بر او بینه اقامه شده است پرسیدم.امام فرمودند: تأدیب می شود. پس اگر عملش را تکرار کرد باز تأدیب می شود و اگر باز عملش را تکرار نمود کشته می شود (کلینی، همان، ج۷: ۲۴۱؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴: ۷۰).
جمعی از فقهاء با الهام از روایت حکم کرده اند که هرگاه رباخوار دو بار به دلیل ربا گرفتن تعزیر شده باشد، در مرتبه سوم به قتل می رسد (مفید، مقنعه: ۴۱۴؛ طوسی، بی تا: ۷۱۳؛ ابن براج، مهذب: ۵۳۶؛ فاضل هندی، ۱۴۰۵: ۴۱۹).
ب) روزه خوار: در روایت صحیحه ای، سماعه از امام صادق (ع) نقل می کند:
«از امام صادق (ع) از حکم مردی سؤال کردم که سه بار در ماه رمضان روزه خورده و هر بار او را برای حکم نزد امام برده اند. امام فرمودند: در مرتبه سوم کشته می شود.» (صدوق، همان، ج۴: ۱۱۷؛ طوسی، ۱۳۶۵، ج۴: ۲۰۷).
مشابه مضمون این روایت، روایت صحیحه دیگری است که ابوبصیر آن را نقل کرده است (کلینی، همان، ج۷: ۲۵۸). با عنایت به روایات معتبری که در این موضوع وارد شده، بسیاری از فقیهان به قتل شخصی که دو یا سه بار به دلیل روزه خواری تعزیر شده است، در مرتبه سوم یا چهارم ـ حسب اختلاف موجود در بین فقیهان ـ فتوا داده اند.» (محقق حلی، ۱۴۱۰، ج۱: ۱۴۵؛ علامه حلی، ۱۴۱۰: ۲۹۹؛ شهید اول، ۱۴۱۱: ۵۱؛ شهید ثانی، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۷ و…).
ج) ترک کننده نماز: جمعی از فقها با استناد به صحیحه یونس که قتل مرتکبان گناهان کبیره را پس از دو بار تعزیر لازم می داند، به قتل شخصی که دو بار به علت بی مبالاتی به احکام شرع و ترک نماز ـ به رغم آنکه به وجوب نماز اعتقاد دارد ـ تعزیر شده و بار دیگر اقدام به ترک نماز کرده است، نظر داده اند (ابن ادریس، همان: ۵۳۲؛ قمی، ۱۳۷۹: ۶۳). تعداد بسیاری از فقها نیز معتقدند، هرگاه ترک کننده نماز سه بار به دلیل این امر تعزیر شود، در مرتبه چهارم کشته خواهد شد (طوسی، ۱۳۸۷، ج۷: ۲۸۴؛ محقق حلی، همان، ج۱: ۹۲؛ هذلی، همان: ۸۹).
د) تناول کننده محرمات: به اعتقاد بسیاری از فقیهان، هرگاه شخصی محرماتی مانند گوشت خوک، مردار و… را تناول کند و یا مرتکب اموری گردد که به اعتقاد مسلمانان حرام است، در صورتی که معتقد به حلیت آن نباشد، تعزیر می شود و اگر مجدداً مرتکب آن فعل حرام شود، با شدت بیشتری تعزیر می شود و اگر برای بار سوم عملش را ترار کند، به قتل خواهد رسید (ابن همزه، ۱۴۰۸: ۴۱۷؛ ابن ادریس، همان، ج۳: ۴۷۸؛ فاضل هندی، همان، ج۲: ۴۱۹).
هـ) فروشنده سموم: با عنایت به اینکه سموم در دوران گذشته عموماً برای مصارف نامشروع می شده، از این رو بسیاری از فقها تجارت سموم را ممنوع و مرتکب آن را سزاوار تعزیر دانسته اند. چنین شخصی اگر با تعزیرهای متعدد، متنبه نشود و عملش را تکرار نماید، به قتل خواهد رسید (طوسی، بی تا: ۷۱۳؛ ابن براج، همان: ۵۳۶؛ مفید، همان: ۸۰۱). با عنایت به فتاوای فقهاء در این مورد، می توان مرتکب هر نوع تجارتی را که مضر به حال افراد بوده و مصرف مجازی نداشته باشد، تعزیر نمود و در صورت مؤثر نبودن تعزیرهای مکرر و اصرار بر ادامه عملش، او را به قتل رساند.
اگر چه فقهاء در موارد پنج گانه ای که بیان شد و نیز برخی موارد دیگر، علت قتل مرتکبان را به صراحت، مفسد فی الارض بودن آنها بیان نکرده اند، اما ظاهراً علت آن بوده است که موارد فوق عرفاً مصداق مفسد فی الارض شمرده می شوند و در نتیجه می توان با توجه به فتاوای مذکور جواز قتل مفسد را به دست آورد (مؤمن قمی، ۱۳۸۹: ۴۲۲).
بدون مناسبت نیست که یادآوری شود، فقهای اهل سنت نیز تکرار کنندگان جرائم تعزیری، مانند تکرار کنندگان سرقت تعزیری، دعوت کنندگان و اشاعه دهندگان فساد، ایجاد کنندگان اختلاف در اجتماع و … را از باب افساد فی الارض، مستحق مرگ دانسته و معتقدند که هرگاه بازداشتن مفسد از اعمالش جز با کشتن او میسر نباشد، باید او را به قتل رساند ( زحیلی، ۱۴۱۸: ۵۵۹۴-۵۵۹۵).
با توجه به آنچه گذشت و بنا بر آنکه تکرار کننده محرمات علی رغم تأدیب های مکرر، مصداق مفسد فی الارض باشد، افساد فی الارض رفتار کسی است که به رغم تحمل مجازات تعزیری برای چندمین بار فعل حرامی را مرتکب می شود.
۳-۵- مجازات ساحر
در آیه ۸۱ سوره یونس آمده است:
فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ.» زمانی که ساحران وسایل سحر خود را افکندند موسی (ع) به آنان فرمود: آنچه شما آوردید سحر است که خداوند به زودی آن را باطل می کند. به درستی که خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمی کند.
در آیه فوق از عمل سحر به عنوان «افساد» تعبیر شده و ساحران مفسد قلمداد شده اند. در مورد ساحر روایاتی وارد شده و مرتکب سحر را ـ در صورتی که مسلمان باشد ـ مستحق مرگ دانسته است، چنان که در معتبره سکونی از امام صادق (ع) آمده است: «پیامبر (ص) فرمودند: ساحر مسلمان کشته می شود ساحر کفار کشته نمی شود …» (کلین
ی، همان، ج۷: ۲۶۰؛ صدوق، همان، ج۳: ۵۶۷).
در میان فقهاء در مورد اینکه مجازات ساحر قتل است اختلاف قابل اعتنایی وجود نداشته، بلکه برخی از فقها ادعای عدم خلف کرده اند (خویی، ۱۴۰۷، ج۲: ۲۶۶). برخی از فقها معتقدند، وقتی مسلمانی مرتکب عمل سحر می شود، در واقع کافر و مرتد شده است، لذا قتل او واجب است (خویی، همان: ۲۶۶؛ نجفی، همان: ۴۴۲). برخی از فقها نیز علت قتل ساحر را چنین عنوان نموده اند که «سحر موجب فتنه می گردد و فتنه بالاتر از قتل است.» (اردبیلی، همان ج۱۳: ۱۷۵). و بالاخره اینکه دسته ای از فقها علت قتل ساحر را به دلیل «افساد» او دانسته اند (طوسی، ۱۴۱۷، ج۵: ۳۳۱؛ تبریزی، ۱۳۷۸: ۴۲۶؛ شهید ثانی، همان، ج۱۵: ۷۷). شیخ طوسی در همین زمینه می نویسد:
«از اصحاب ما روایت شده است که ساحر کشته می شود. وجه این روایت آن است که عمل سحر افساد فی الارض بوده و ساحر ساعی در افساد است، بنابراین قتل او لازم است.» (طوسی: همان).
در هر صورت چه اعتقاد به وجود ساحر در عصر حاضر داشته باشیم یا نه مجازات چنین شخصی مجازات مفسد فیالارض است که بیان شد.
۳-۶- مجازات محتال
علاوه بر مصادیق پیش گفته، در موارد دیگری نیز مشاهده می شود که اعمال برخی از مجازات های خاص از باب «افساد فی الارض» دانسته شده است که اشاره ای گذرا به آن می شود.
محتال در اصطلاح فقها شخصی است که با توسل به عملیات فریبکارانه، اقامه شهود دروغین و جعل نوشته دیگران، اقدام به بردن مال مردم می کند (مفید، ۱۴۱۰: ۸۰۵؛ محقق حلی، ۱۴۰۹، ج۴: ۹۶۱؛ اردبیلی، همان: ۲۹۱). در مورد مجازات شخص محتال روایت صحیحه ای را حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که مضمون آن عبارت است از قطع دست کسی که خود را به دروغ فرستاده شخص دیگری معرفی کرده و از او وجه یا مالی را اخذ می نماید (طوسی، ۱۳۶۳، ج۴: ۲۴۳؛ کلینی، همان: ۲۲۷).
شیخ طوسی در ذیل روایت مذکور نظر می دهد که: