پایان نامه های روانشناسی

رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره روش های تدریس-پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه

بررسی تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می دهد که روش های تدریس و یادگیری مورد استفاده در اغلب مدارس ایران، کشورهای در حال توسعه و حتی بعضی از کشورهای پیشرفته صنعتی مثل آمریکا، روش های غیر فعال است که موجب تشدید حاکمیت معلم شده و به یادگیری مطلوب در دانش آموزان منجر نمی شود(لاکهید و رسپور به نقل از مهرمحمدی،1379).
برنامه های درسی که در حال حاضر در نظام آموزشی رایج است، متأسفانه روش های مستقیم آموزشی است که اطلاعات و معلومات را به صورت حاضر و آماده طی یک فرایند منفعل در اختیار دانش آموزان قرار می دهد و تنها وظیفه و کار دانش آموز به خاطر سپردن و حفظ کردن آن مطالب است. به عبارت دیگر در این فرایند دانش آموزان دارای نقش فعال نیستند. یادگیری در این روش ها به صورت غیر فعال به معنای کسب مطالب موجود در کتاب ها و اذهان معلمان است و معلم نیز به منزله ابزاری جهت انتقال معلومات به دانش آموزان است(یارمحمدیان، 1389).
ملکی(1387) معتقد است رویکرد سنتی به آموزش، فراگیر را گیرنده ای منفعل می داند که باید از اطلاعات انباشته شود. معلم مسئولیت کلاس را بر عهده دارد و این مسئولیت، انتقال یک طرفه اطلاعات از سوی معلم به تمامی کلاس است. دانش انتقال یافته نیز دانشی است که از ویژگی هایی چون انباشتگی حقایق برخوردار بوده و حفظ آن ها برای بازخوانی در آینده می باشد. اغلب از دانش آموزان خواسته می شود که روی یک موضوع واحد کار کنند و در مدت زمان مساوی آن را به پایان رسانند، که این ها مجموعا ویژگی های روش های تدریس و یادگیری سنتی و غیر فعال است(ملکی، 1387). این در حالی است که با بهره گرفتن از روش های تدریس و یادگیری فعال می توان این مشکلات را برطرف نمود و مکانیسم های یادگیری دانش آموزان را توسعه داد(مهرمحمدی، 1379).
در واقع می توان گفت در رویکرد جدید آموزش(روش های فعال یادگیری)، با تعامل و مبادله دو جانبه معلم و دانش آموز و دانش آموز با دانش آموز، فرصت ارزیابی سطح ادراک دانش آموزان فراهم شده و امکان فعال بودن دانش آموز در فرایند یادگیری فراهم می شود(ملکی، 1387).
در رویکردهای یاددهی و یادگیری فعال، دانش آموزان آزادی عمل دارند تا از شیوه های یادگیری متفاوتی استفاده کنند، هدف های مختلف خود را به کار گیرند، با هم یاد بگیرند و از آموخته های خود در زندگی استفاده کنند(برکلی و همکاران ، 2005 ). در نتیجه استفاده از آن باعث تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان می شود، مهارت های ذهنی و عملی در دانش آموزان پرورش می یابند، جو خود تنظیمی بر کلاس حاکم می شود، به تفاوت های فردی توجه می شود، و زمینه برای تخیل نوآوری و خلاقیت فراهم می شود. در این رویکرد همیاری و فعالیت گروهی جایگزین رقابت های آموزشی می شود(میلر و پیترسون، 2003).
مطابق با رویکردهای جدید منظور از یادگیری فعال آن نوع یادگیری است که با حداقل دخالت عامل خارجی صورت پذیرد. به عبارت دیگر معلم، کتاب درسی و یا هر وسیله دیگر فقط عوامل تسهیل کننده یادگیری باشند. یادگیری فعال، یادگیری اثربخشی است که دانش آموز به طور فعال در عمل یادگیری درگیر بوده و عمل یادگیری در کنترل خود او باشد(اسلاوین، 1996).
در رویکرد های فعال وظیفه اساسی برنامه ریزان و معلمان، پرورش توانایی حل مسائل و مشکلات زندگی واقعی در کودکان می باشد، با توجه به چنین برداشتی، معلمان باید با به کارگیری مشارکت دانش آموزان و درگیر کردن آن ها در مسائل و موضوعات مختلف، روحیه برخورد با مشکلات و نحوه حل آن ها را در آنان پرورش دهند. این هدف اساسی جز در سایه استفاده از روش های فعال تدریس امکان پذیر نیست. اگر هدف اساسی تعلیم و تربیت، پرورش انسان هایی آزاد، مستقل، صاحب اندیشه و روحیه علمی باشد، انسان هایی که دارای تفکر انتقادی و استقلال عقلانی باشند، نمی توان با بهره گرفتن از روش هایی که روحیه انفعال فکری، پذیرایی و تسلیم را در شاگردان پرورش می دهند، به نتیجه مطلوب نائل شد(فتحی واجارگاه، 1388).
به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که یادگیری فعال، نتیجه مطلوب استفاده از روش ها و رویکرد های جدید و فعال یاددهی یادگیری است. بنابراین برای مقابله با معضل نظام های آموزشی که از روش های غیر فعال و سنتی آموزش و یادگیری استفاده می کنند، اصلاح و بهبود راهبرد های تدریس و یادگیری ضروری می نماید. چرا که ایجاد یادگیری فعال و به تبع آن فعال کردن دانش آموزان در جریان یادگیری، مستلزم به کارگیری الگوها و روش های مناسب تدریس و یادگیری است. در نتیجه به نظر می رسد یکی از کارهای مهم و ضروری در امر تعلیم و تربیت، تجهیز نمودن معلمان با روش های مناسب و فعال یاددهی – یادگیری، از جمله روش یادگیری مشارکتی است. روش هایی که هدفشان افزایش تعامل، همکاری و رفاقت بین دانش آموزان و “یادگیری چگونه یاد گرفتن ” باشد(اوکلی، فلدر و برنت، 2004).
آموزش و تدریس
منظور از آموزش فعالیتی است که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارد. آموزش ابزار پرورش و کارآموزی است. براون و اتکینسون، آموزش را به عنوان فراهم آوردن فرصت هایی برای این که دانش آموزان یاد بگیرند، تعریف کرده اند. معمولا فعالیت هایی را که معلم به قصد آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان به تنهایی یا به کمک مواد آموزشی، انجام می دهند را آموزش می نامند. چه این معلم در دبستان، چه در دبیرستان و چه در دانشگاه و یا در یک دوره کوتاه مدت به آموزش مشغول باشد. پس بنا به تعریف، آموزش به فعالیت هایی گفته می شود که با هدف آسان سازی یادگیری از سوی آموزگار یا معلم طرح ریزی می شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می یابد. در این تعریف بر آموزش به صورت فعالیت ها و یا اقداماتی که از سوی معلم طراحی می شوند و هدف آن سهولت بخشیدن و یا کمک کردن به یادگیری یادگیرندگان است، تأکید شده است. یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده صورت می گیرد و خود او در به وجود آوردن آن نقش اساسی دارد. و نقش معلم صرفا فراهم آوردن شرایط و امکاناتی است که یادگیری را آسان می سازد. تعریف بالا از آموزش، ویژه آموزش رو در روی کلاسی است، زیرا در آن بر کنش متقابل یا تعامل بین معلم و یادگیرندگان تأکید شده است. اگر بخواهیم تعریف جامع تری از آموزش به دست دهیم، آن گونه که علاوه بر آموزش رو در روی کلاسی انواع دیگری از آموزش را نیز شامل گردد، می توانیم آن را به این صورت تعریف کنیم: هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است(سیف، 1387).
از بررسی مجموعه تعاریف ارائه شده در این زمینه می توان نتیجه گرفت که تدریس یک فعالیت است، اما آن نوع فعالیتی که بر پایه وضع شناختی دانش آموزان انجام می پذیرد و موجب تغییر آنان می شود. در هر صورت اگر یادگیری را “تغییر در رفتار ارگانیسم بر اثر تجربه” بدانیم، بدون شک فعالیتی که موقعت را برای تغییر فراهم کند یا ایجاد موقعیتی که تجربه را آسان نماید و تغییر لازم را در شاگردان سبب شود، تدریس نام دارد. در نتیجه عمل تدریس یک سلسله فعالت های مرتب، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده است؛ فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است. فعالیتی که به صورت تعامل و رفتار متقابل بین معلم و فراگیر جریان دارد. یعنی ویژگی ها و رفتار معلم در فعالیت ها و اعمال شاگردان تأثیر گذارد و بالعکس از ویژگی ها و رفتار آن ها متأثر شود. این تأثیر ممکن است به صورت مستقل و یا غیر مستقل به وقوع پیوندد، به عبارت دیگر تدریس عبارت است از تعامل و یا رفتار متقابل بین معلم و شاگرد، بر اساس طراحی منظم و هدف دار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد(شعبانی، 1383).
فردانش(1384) نیز آموزش یا تدریس را مجموعه اقدامات و تصمیماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف از آن دست یابی هر چه بیشتر فراگیرنده به هدف های آموزشی است، تعریف می کند(فردانش، 1384).
اهمیت آموزش
آموزش را می توان یک فرایند تدریس “هدفدار” دانست که کم و بیش ” از پیش برنامه ریزی شده” است (رمی زفسکی، ترجمه هاشم فردانش، 1388).

لازمه ماندگاری و دوام و بقاء انسان ها در عرصه تحولات پر شتاب امروز همانا توجه بیشتر به کیفیت نظام آموزشی است. تحولات پرشتاب در مراکز آموزشی بیشتر از سایر سازمان ها بوده، بدین ترتیب مدارس باید عادت ها و رویداد ها را محک مجدد بزنند و با دیده نقادی به راه یابی بهتر در همه زمینه ها بپردازند. در شرایطی که در جهان مدیریت بدون مرز، مطرح است و در صحنه های جهانی به آن پدیده جهانی شدن می گویند. سازمان ها به ویژه سازمان های آموزشی لازم است در ارتباط با حوزه استحفاظی خویش بیشتر بیندیشند. هر چه تأثیر عوامل محیطی بر سازمان ها بیشتر می شود، تصمیم های آموزشی بار استراتژیکی بیشتری پیدا می کنند. به بیان دیگر شعاع محیط هر چه بیشتر باشد، پدیده های بیشتری روی تصمیم گیری ها خود نمایی می کنند. ماندگاری سازمان ها به ویژه سازمان های آموزشی تابعی از تغییر پذیری آن ها است. هر چه جلوتر می رویم تصمیم ها پر شتاب می شوند. افزایش روز افزون دانش آموزان، دگرگونی و تحول در یافته های علمی، انفجار دانش، تغییر ارزش ها، نابرابری در خصوص دسترسی به آموزش، تنگناهای مالی، عدم آموزش پذیری، عدم مسئولیت پذیری و همه عوامل تأثیر گذار دیگر در مراکز آموزشگاهی، توجه به اهمیت کیفیت هر نظام آموزشی را روز افزون می کند(خورشیدی، 1381).
رابطه آموزش و یادگیری
یادگیری تغییری است که بر اثر تعامل دانش آموز با محیط حاصل می شود، اما تدریس تعامل بین معلم و شاگرد است. در فرایند تدریس لازم است معلم با برنامه ریزی مناسب و تأمین شرایط مطلوب، شرایط لازم برای ایجاد تغییرات مطلوب را فراهم آورد. بدین ترتیب تدریس و یادگیری در حالی که به هم وابسته اند، دو فرایند مجزا از هم نیز محسوب می شوند(خورشیدی، 1381). در عین حال با عمل تدریس کیفیت و کمیت و سرعت یادگیری را می توان افزایش داد و یا شرایط را برای یادگیری آموزشی که در شرایط معمولی امکان پذیر نیست فراهم نمود(شعبانی، 1384).
به عبارت دیگر تدریس یکی از ابزارهای مهم یادگیری است. نظریه های یادگیری، صرفا به پدیده های یادگیری توجه دارند و همواره به شاگرد توجه می کنند. این نظریه ها در صدد تبیین و توصیف چگونگی و شرایطی هستند که یادگیری در آن صورت می گیرد. اما نظریه های تدریس، بیان کننده، پیش بینی کننده و کنترل کننده موقعیتی هستند که در آن رفتار معلم موجب تغییر رفتار بر دانش آموزان می شود. به بیان دیگر، نظریه های یادگیری راه های یادگیری دانش آموزان را بیان می کنند، در صورتی که نظریه های تدریس بیانگر روش ها و فنونی هستند که در آن معلم، دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب یادگیری می شوند. برونر(به نقل از خورشیدی، 1381)، نظریه های تدریس را جزء نظریه های تشریحی و تجویزی می داند که مانند قوانین اجتماعی اعتباری اند و توسط نظریه پردازان تعلیم و تربیت وضع می شوند. اما نظریه های یادگیری را جزء نظریه های تکوینی(توصیفی) می داند که بیانگر روابط بین متغیر ها هستند و بر اثر پژوهش کشف می شوند. از این رو شناخت نظریه های یادگیری در فرایند فعالیت های آموزشی برای معلمان لازم، ولی کافی نیست. لذا معلمان در کنار نظریه های یادگیری نیاز مبرمی به نظریه های تدریس نیز دارند(خورشدی، 1381).
اگر چه انسان آموختن را از هنگام تولد شروع و در طول زندگی آن را ادامه می دهد، بخشی از آموختن ها به صورت غیر عمدی یا تصادفی در خانواده و یا در جامعه صورت می گیرد ولی بخش عمده ای از آن به نهاد رسمی مدرسه سپرده می شود. در این میان مدرسه بیشترین سهم را بر عهده دارد و سرانجام این رسالت خطیر بر عهده معلم ها است، آن ها هستند که باید بتوانند دانش آموزان را به درستی تربیت و برای کار و مشارکت در اجتماع آماده سازند. به این ترتیب معلم ها باید از هر نظر برای دانش آموزان الگو باشند. معلم باید توجه داشته باشد که او هرگز یاد نمی دهد، بلکه وی شرایط یادگیری را تسهیل می کند. از این رو لازمه یادگیری همانا ایجاد شرایط و موقعیت مطلوب است. باید دائما به دانش آموزان کمک کنیم تا آنچه را که می آموزند به مفهوم جامع تری ربط دهند، به اصول اساسی دست یابند، از یادگیری لذت ببرند و نگرش مثبتی به یادگیری و مدرسه بیابند. برای تحقق این اهداف، دانش آموزان باید فرصت فکر کردن، بیان افکار، نظریه پردازی، همکاری گروهی و داورری باورهای خود و دیگران را پیدا کند. همچنین خود را افرادی “متفکر” ، “مستقل” و “کامل” بدانند. دانش آموزان قرن بیست و یکم نمی توانند عنصری بی اختیار باشند که حتی چگونه یاد گرفتن هم از اختیار او خارج و هیچ گونه دخل و تصرفی در آن چه می آموزند نداشته باشند(کدیور، 1387).
الگو ها و روش های تدریس
الگو معمولا به نمونه ای کوچک از یک شیء بزرگ یا به مجموعه ای محدود از اشیاء بی شمار گفته می شود که ویژگی های مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد. الگوی تدریس چارچوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است و شناخت و آگاهی از عناصر و عوامل مذکور می تواند معلم را در اتخاذ روش های مناسب تدریس کمک دکند. تدریس یک فرایند است و چنان چه که گفته شده عوامل بی شماری در آن نقش دارند که همه آن ها قابل مطالعه و کنترل نیستند؛ پس معلم باید چارچوب کوچک و محدود از فرایند تدریس را به عنوان الگو انتخاب کنند و مورد تحلیل و شناسایی قرار دهد تا بتواند در موقعیت مناسب در محدوده آن چارچوب فعالیت های آموزش خود را سازماندهی کند و روش های مناسب تدریس را انتخاب کند و مورد تحلیل و شناسایی قرار دهد. البته لازم است یادآوری شود که انتخاب الگو تدریس بستگی به نوع آگاهی معلم از فلسفه و نگرش های تعلیم و تربیت خواهد داشت. آن نگرش و باورهای اساسی انتخاب فعالیت اورا در این زمینه تشکیل خواهد داد(شعبانی، 1383).
الگوهای تدریس در واقع الگوهای یادگیری هستند. ما در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات، مهارت ها، نگرشها، راه های تفکر و ابراز نظر خود کمک می کنیم، نحوه یادگیری را نیز به آن ها می آموزیم(جویس و همکاران، ترجمه محمد رضا بهرنگی، 1380).
انواع محیط های یادگیری
برای تحقق هدف های آموزش در مدارس سه رویکرد اساسی و سه نوع محیط یادگیری وجود دارد: همکاری، رقابت و تلاش انفرادی. ” همکاری فعالیتی است مشارکتی که موجب می شود منابع و پاداش ها بین گروه تقسیم شوند. در محیط های مشارکتی افراد با یکدیگر کار می کنند تا موفقیت گروه به عنوان یک کل تأمین شود. رقابت نقطه مقابل همکاری است که موجب می شود بین افراد کلاس برای رسیدن به امتیازات و پاداش های تعیین شده، مسابقه ای شکل گرفته و در نتیجه امتیازات و پاداش هایی به برندگان مسابقه تعلق گیرد. در محیط های انفرادی دانش آموزان برای تحقق اهداف فردی بدون کمک گرفتن از دانش آموزان دیگر یا رقابت با آن ها تلاش می کنند. بیشتر کارهایی که در مدارس توسط دانش آموزان انجام می شود از این نوع می باشد”(کول و چان، 1990، به نقل از کرامتی، 1384، ص 11).

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع مقاله درمورد رهبری تحول آفرین

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هر کدام از محیط های یادگیری فوق نگرش خاصی نسبت به سایر دانش آموزان و معلم ایجاد می کنند و انتظارات خاصی نسبت به چگونگی یادگیری به وجود می آورد. در اینجا به سه نوع محیط یادگیری که معلمان در کلاس هایشان به وجود می آورند می پردازیم:
الف- یادگیری رقابتی
اولین محیط و شاید آشناترین محیط های یادگیری، محیط رقابتی است. به اعتقاد الیس و والن آشناترین و متداول ترین محیط، محیط رقابتی است که در این محیط سؤالات زیر برای دانش آموزان مطرح می شود: امسال چه کسی شاگرد اول خواهد شد؟ یا اگر بخواهیم شاگرد اول شویم چه کسی را باید زمین بزنیم؟ شعار یک کلاس رقابتی این است، اگر تو ببری من می بازم، اگر من ببرم تو می بازی. دانش آموز در این کلاس به دلایل مختلفی مانند: نمره، تحسین و تشویق معلم، جایزه و غیره با یکدیگر رقابت می کنند(الیس و والن، ترجمه رستگار

Leave a Reply