No category

پایان نامه با موضوع کسب و کار، سنجش عملکرد، شناخت علم

توانائیهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. (رضائیان، 1373)
– نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روشهای جدید عملیات است. (رابینز، 1991)
– نوآوری عبارت است از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو ناشی از خلاقیت، به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به دست می آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورتهای گوناگون عرضه مـــــی شود. (رابینز، 1991) – تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها، نوآوری نیستند. (ریچارد، ال، داف، 1992)
– تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکـر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص مــــــی شود، اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایــده را معرفی می کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می شود و سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است. (منبع اخیر) براساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است. تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت است. اگرچه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوریهاست. خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشـه ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمانی طولانی می گذرد و تلاشها و کوششهای بسیار به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و در سالهای بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی مــــــی گردد. (الـوانـــی، 1372)
خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. (آقایی، 1377) به طور خلاصه با درنظر گرفتن نظریات فوق می توان چنین نتیجه گرفت که خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود داشته و یا به عبارتی به معنای دلالت بر “پیداکردن” چیزهای جدید است هرچند که ممکن است به مرحله استفاده در نیاید. نوآوری به عنوان هر ایده جدیدی است که در برگیرنده توسعه یک محصول، خدمات یا فرآیند مـــــی گردد که ممکن است نسبت به یک سازمان، یک صنعت، یا ملت و یا جهان جدید باشد. این نوآوریها به تغییر و انطبـاق بهتر سازمان با ایــده های جدید منجر می شود.
2-19- نوآوری
نوآوری از کلمه لاتین ” Innovate ” به معنای ” ساختن یک چیز جدید ” استخراج شده است. نوآوری یک فرایند است که در این فرایند ابتدا فرد اجازه می دهد تصورش بهآسمانها صعود کند، سپس آن را به زمین می‌آورد و مهندسی می کند ( مهندسی ایده‌) تاتبدیل به ایده شود، سپس ایده‌ها را از طریق مدیریت ایده به ایده های عملی، مفید ومناسب تبدیل می کند. (‌خلاقیت) به دنبال آن ایده ها را به کالا‌، خدمات و فرایندتبدیل می کند و نهایتا” با تجاری کردن محصولات، خدمات و فرایندهای جدید یا توسعهیافته در بازار، فرایند نوآوری خاتمه می یابد. به عبارتی خلاقیت لازمه نوآوری استاما باید توجه داشت که ازخلاقیت تا نوآوری غالبا” راهی طولانی در پیش است کهمعمولا” این راه را افراد کارآفرین تسهیل می کنند. در محیط امروز اقتصادی داشتن استراتژی خوب کافی نیست و شرکت ها باید همزمان با محیط شان تکامل پیدا کنند. یک روش مهم برای اینکه شرکت تکامل یابد از طریق به کارگیری نوآوری است. علاوه بر این، در شرایط اقتصاد بی ثبات امروزی شرکت ها باید بیشتر بر روی نوآوری تمرکز کنند(هیلمی و دیگران، 2010).
نوآوری، بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده ساختن ایده ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمات تازه ارائه شود، نوآوری گویند(خدمات کشاورزی، 1389).
2-20- تعریف نوآوری
نوآوری زمانی رخ می‌دهد که ایده به صورت محصول، فرآیند یا خدمتی توسعه یابد. تعاریف مختلفی از نوآوری ارائه شده‌است. پیتردراکر1 نوآوری را همانند هر فعالیت عینی درکنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختکـــوشی همه دست اندرکاران می‌داند. او معتقد است آنچه در میان کارآفرینان مشترک یافتم نه گونه خاصی از شخصیت بلکه تعهد سیستماتیک به نوآوری بوده است(رضایی نژاد،1381). مایکل تاشمن2 نوآوری را بستر پیروزی در کسب وکار دانسته تا مدیران در پی شناسایی سازوکار چرخه فناوری و جویبار نوآوری بتوانند به کمک انجام دگرگونی‌های ناپیوسته در سازمان به امتیازهای ناشی از آن‌ها برسند(رضایی نژاد، 1378). خلاقیت و نوآوری، استعداد مرموز نزد افراد نیست بلکه فعالیت روزمره برای برقراری روابطی است که قبلاً دیده نشده و برقراری ارتباط بین مسائلی است که به طور معمول در کنار یکدیگر قرار نمی گیرد. البته نوآوری در سایه نبوغ محض هم وجود دارد ولی بیشتر نوآوران به ویژه پیروزمندان آن‌ها، از راه جستجوی آگاهانه و هدفمند فرصت‌های کمیاب به نتیجه رسیده‌اند. هالت3 اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد. در ادامه توضیح می دهد که نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلند مدت را میسر سازد. به عبارتی دیگر نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا رساند. اوریب4، نیز بیان می‌کند نوآوری توسعه و کاربرد ایده جدید به صورت محصول، فرآیند یا خدمت جدیدی است که منجر به رشد پویای اقتصاد ملی و افزایش استخدام برای تولید سود در شرکت نوآور می‌باشد. نوآوری پدیده‌ای نیست که فقط یک بار رخ دهد، بلکه فرآیندی مستمر و متشکل از فرآیند تصمیم‌گیری سازمانی در تمام مراحل، از توسعه ایده جدید تا کاربردی شدن آن می‌باشد. ایده جدید اشاره به درک نیاز جدید مشتری یا روش جدید تولید دارد و از طریق جمع آوری اطلاعات با دیدگاه کارآفرینانه توسعه می‌یابد. در فرایند کاربردی شدن ایده جدید، به صورت محصول، فرآیند یا خدمت، به کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری باید توجه شود.
2-21- انواع نوآوری
نوآوری را می توان به‌صورتهای مختلفی دسته‌بندی نمود، اما معروف ترین و رایج‌ترین تقسیم‌بندی نوآوری عبارت است از:
نوآوری مبتنی بر بازار5، نوآوری مبتنی بر محصول6، نوآوری مبتنی بر فرآیند7 و نوآوری سازمانی
2-21-1- نوآوری مبتنی بر بازار:
شامل دانش جدید در کانال‌های توزیع، محصول و کاربردها برای انتظارات، ارزش، نیازها و خواسته‌های مشتریان است و هدف اصلی آن بهبود آمیخته بازاریابی (محصول، قیمت، توزیع و ترفیع) است. فراسکاتی مانوئل بیان می‌کند که نوآوری بازار به بازاریابی محصولات جدید و کلیه فعالیتهایی که به نحوی مرتبط با توسعه محصول جدید است توجه می‌کند این فعالیت ممکن است شامل قسمت‌های بازار، پذیرش محصول در بازارهای مختلف و تبلیغات باشد ولی شامل ایجاد شبکه های توزیع برای نوآوری بازار نیست.
مانند ورود به بازارهای صادراتی جدید، تقسیم ‌بندی جدید بازار، شناسایی یا استفاده از کانالهای جدید توزیع، تبلیغات جدید و… .
2-21-2- نوآوری مبتنی بر محصول:
معرفییککالایاخدماتجدیداستکهجدید یااساساصلاحشدهاست. ایننوآوریمیتواندمشتملبرپیشرفتهایی درویژگیهایعملکردی،قابلیتهایفنی،سهولتاستفادهیاهربعد دیگریباشد.
مانند کره بدون کلسترول، مقنعه آستین دار، ماشین بافت موی خانمها، چوب بیلیارد آموزشی (لیزری) و… .
2-21-3- نوآوری مبتنی بر فرآیند:
ارتباطات بین اجزا، روش‌ها، فرآیند‌ها و تکنیک‌هایی است که در محصول یا خدمت استفاده می‌شوند و ممکن است به نوآوری سازمانی نیاز داشته باشد و یا نداشته باشد. می‌تواند نوآوری محصول، فرآیند یا خدمت باشد. نوآوری محصول/خدمت باید محصول جدیدی باشد که هدف آن ارضای بخشی از نیازهای بازار است. نوآوری فرآیند با معرفی عناصری به عملیات سازمان می‌پردازد مانند مکانیسم جریان‌های کار، اطلاعات و تجهیزات مورد استفاده در تولید محصول/خدمت.
2-21-4- نوآوری سازمانی:
نوآوریهای سازمانی به چند دسته تقسیم می‌‌شوند: نوآوری در مدیریت واحدها، نوآوری درامور مربوط به پرسنل، نوآوری در فرهنگ سازمانی، نوآوری در ساختار سازمانی، نوآوری در امور مالی و… (صمد آقایی، 1383).
2-22- فرآیند نوآوری
“سالمن”(1998) معتقد است که نوآوری باید یک فرآیند چند مرحله‌ای در نظر گرفته شود. وی اعتقاد داشت که فرآیند نوآوری معمولاً با شناسایی مسأله و خلق ایده‌ها شروع می‌‌شود. در مرحله بعد، فرد نوآور به دنبال جلب حمایت دیگران برای ایده‌هایش می‌باشد و تلاش می‌کند تا ائتلافی از حامیان ایجاد کند. مرحله سوم و نهایی این است که فرد نوآور باید ایده‌هایش را تکمیل کند و نمونه اولیه‌ای از ایده خود را ارائه کند که قابل لمس یا قابل تجربه باشد. زیلبرمن (2000) معتقد است که نوآوری از یک ایده شروع می‌‌شود و بعد از آزمایش به مرحله کاربردی می رسد (شکل2-1). (سعیدی‌کیا، 1384).
2-23- مطالعات بازارگرایی
آقازاده(1387) در تحقیقی ضمن ارائه مقیاس سنجش برای بازارگرایی، ایجاد ارزش و عملکرد بانکهایتجاری، رابطه آنها با یکدیگررا مورد بررسی قرار داده است و در قالب یک مدل راهبردی نشان دادهاست. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که بین بازارگرایی و عملکرد بانکهای تجاری دونوع رابطه مستقیم و غیرمستقیم (به واسطه ایجاد ارزش) وجود دارد. لازم به ذکر است که رابطهغیرمستقیم نسبت به رابطه مستقیم از قدرت بیشتری برخوردار است
در تحقیقی دیگر رابطه بین بازارمحوری و عملکرد بازرگانی در محیطی ایرانی بررسی شدهاست. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین بازارمحوری و عملکرد بازرگانی رابطه مثبت وجوددارد. در این مطالعه به منظور سنجش عملکرد بازرگانی از ده مؤلفه عملکرد مالی: سود، نقدینگی،نرخ بازگشت سرمایه؛ تسلط بر بازار: حجم فروش، رشد فروش و سهم بازار و اثربخشی شرکت دربازار: موفقیت محصول جدید، حفظ مشتری، جذب مشتری و کیفیت محصول استفاده شدهاست(دعاییوبختیاری، 1386).
مطالعهای دیگر به بررسی میزان بازارگرایی در شرکتهای مستقر در مراکز رشد تهرانپرداخته است. در این تحقیق، مدل بازارگرایی “کوهلی و جاورسکی” که بر مبنای سه عنصرکلیدی “ایجاد و نشر هوشمندی و پاسخگویی به نیازهای بازار” می باشد برای سنجش میزانبازارگرایی انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان داده که میزان بازارگرایی در شرکتهای مستقردر مراکز رشد تهران پایین است(خان محمدی، 1386).
در مطالعه ای دیگر روابط علی میان فرهنگ بازارگرایی،هوشمندی بازار، قابلیت های بازاریابی و عملکرد کسب و کار در محیط صنعت پتروشیمی ایرانبررسی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که اثر بازارگرایی (فرهنگ بازارگرایی و هوشمندیبازار) بر عملکرد کسب و کار از طریق قابلیتهای بازاریابی بیشتر از اثر مستقیم آن است(رضاییدولتآبادیوخائفالهی، 1385).
درتحقیقیدیگرتأثیرگرایشکارآفرینانهوبازارگراییبر عملکردکسبوکارشرکتهایتولیدیپذیرفتهشدهدربورساوراقبهادارموردارزیابیقرار گرفتهاست. نتایجنشانمی دهدکهگرایشکارآفرینانه،رابطهمستقیمومثبتیبابازارگرایی ندارد،بلکهازطریقکاهشگروهبندی،تأثیرمعکوسیبربازارگراییقابلمشاهدهاست(نیکومراموحیدرزاده،1382).
3-1- مقدمه
بی تردید یکی از مهمترین فصول هر تحقیق، بحث روششناسی آن میباشد. دستیابی به هدفهای تحقیق و شناخت علمی آن میسر نخواهد بود، مگر زمانیکه با روش درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با کلید واژه هایتعهد سازمانی، سابقه خدمت، تعهد عاطفی

Leave a Reply